- يكشنبه ۱۵ دی ۰۴
- ۱۲:۱۴

نـام پـدر : صفرعلی
تـاریخ تـولـد : ۱۳۳۷/۰۴/۰۱
مـحل تـولـد : همدان
سـن : ۳۰ سـال

تصویر در دیدار خانواده شهید با مقام معظم رهبری در 1404/10/14
شهدا را فراموش نکنیم


تصویر در دیدار خانواده شهید با مقام معظم رهبری در 1404/10/14

شهید محمدکاظم آسایشی

شهید عبدالحسین غلامرضایی
شهید عبدالحسین در سپیده دم مهر ماه 1342 در یک خانواده کشاورز در روستای چاه ملک از توابع بخش خور و بیابانک شهرستان نایین دیده به جهان گشود وی در سن شش سالگی از نعمت پدر محروم گردید و نزد مادرش با یک خواهر که کوچکتر از خودش بود بزرگ شد مادرش با لباس شویی و دروگری زندگی را اداره می¬نمود و به همین علت از کودکی طعم رنج را چشیده بود. حسین دومین فرزند خانواده بود. از سن 7 سالگی قدم به مدرسه گذاشت و تا کلاس پنجم ابتدایی درسش را ادامه داد ولی به علت فقر مادی و مشکلات دیگر زندگی، در حین تحصیل و با توجه به جثه ضعیفی که داشت مشغول کارگری شد تا بتواند خانواده را تامین کند شهید با مردم بسیار مهربان بود و تمام مردم نهایت رضایت را از وی داشتند با این که از داشتن نعمت پدر محروم بود ولی در مقابل مشکلات محکم و با اراده بود. در اوایل انقلاب که مردم روستا بر علیه رژیم پهلوی قیام کردند در تظاهرات و راهپیمایی ها شرکت فعال داشت شرکت در مجالس عزاداری و مجالس امام حسین (ع) را یک امر واجب می دانست هیچگاه از جامعه دور نبود همدوش مردم فعالیت می کرد تا می توانست در نماز های جماعت و جمعه شرکت و اهالی محل را هم دعوت می کرد.
در سال 1361 به خدمت سربازی فرا خوانده شد شهید قبل از اینکه اعزام به خدمت شود چند بار داوطلبانه خود را به ژاندارمری خور معرفی نمود تا در جنگ علیه دشمن بعثی شرکت کند ولی با وی موافقت نمی کردند تا اینکه در تاریخ 20/09/1361 از خور به پادگان جلدیان اعزام شد مدت 3 ماه دوره ی آموزشی را در جلدیان گذراند بعد از دوره ی آموزشی به دیدار خانواده آمد و مدت چهار روز بیشتر پیش خانواده نبود که بعد از مرخصی به نقده اعزام شد و از آنجا به اتفاق چند تن از برادران اهل محل روانه پادگان «پسوه» شدند شب ها بیش از شش ساعت نگهبانی می داد بیشتر خدمت خود را در جبهه های کردستان گذراند در این ایام شهید عبدالحسین نامه های زیادی به خانواده و دیگر اقوام می نوشت که همه نامه هایش حاکی از داشتن روحیه ای بالا و سر شار از ایمان به خدا بود و همیشه صحبت از شهادت در راه خدا می کرد که بالاخره در تاریخ 14/02/1362 در درگیری با کومله و دمکرات به اتفاق 10 نفر دیگر از همرزمانش به شهادت رسید.
نقل از : سامانه ملی شهدا

چهارم تیر ۱۳۴۷ ، در شهرستان دلفان به دنیا آمد. پدرش اسفندیار و مادرش رقیه نام داشت. دانش آموز دوم متوسطه بود. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. هفتم شهریور ۱۳۶۲ ، در مریوان توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت گلوله و سوختگی بدن، به شهادت رسید. مزار او در بهشت زهرای زادگاهش واقع است.
سایت یاد امام و شهدا - دانشنامه شهیدان


باشگاه خبرنگاران جوان ـ کرمانشاه استان مرزی که بیشترین مرز خاکی را با عراق دارد روزگاری خط مقدم جبهه جنگ شده و میزبان حملات هوایی و زمینی نیروی بعث عراق شد، به دستور امام (ره) از تمامی ایران نیروی نظامی و خودجوش مردمی برای ایستادگی در جبهههای نبرد، اعزام میشدند، جوانان غیور کرمانشاهی نیز از مال و آمال خود دل کندند و سپر ناموس و وطن شدند.
خانواده رضوان مدنی از جمله خانوادههایی هستند که نه تنها مایه افتخار استان کرمانشاه بلکه کشورمان هستند، این خانواده سه پسر و یک داماد خود را تقدیم آرمانهای امام و انقلاب کرده و یک پسر دیگرشان نیز از جانبازان پر افتخار دفاع مقدس است، مرحوم حاج ذبیح الله رضوان مدنی پدر بزرگوار شهیدان رضوان مدنی و دایی و پدر همسر شهید حاج مسعود امیری بودند که وی نیز سابقه حضور در جبهه را داشت، این پدر بزرگوار در شامگاه ۱۲ اسفند سال ۹۷ به فرزندان شهیدش پیوست.
شهید هاشم رضوان مدنی متولد سال ۴۲ است و در منطقه عملیاتی میمک در سال ۱۳۶۲ به فیض شهادت نائل آمد، او در سال ۱۳۶۰ به عضویت سپاه درآمد و عازم جبهههای جنگ شد، چند بار مجروح شد، اما دست از مبارزه برنداشت، وی حتی در یک دوره فشرده با مطالعه توانست مدرک دیپلم خود را هم بگیرد، پس از ۲ سال مقاومت علیه رژیم منحوس بعث عراق سرانجام در ۲۸ دی ماه ۶۲ در تنگه بیجار و منطقه عملیاتی میمک شهید شد و پیکر مطهرش بر روی دستان فرشتگان قرار گرفت و جاویدالاثر ماند.

شهید محمد دادخواه، یکم فروردین ۱۳۴۱، در شهرستان بروجرد به دنیا آمد. تا پایان دوره متوسطه درس خواند و دیپلم گرفت. بهعنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. سیام تیر ۱۳۶۲، در بوکان توسط نیروهای عراقی براثر اصابت ترکش به شهادت رسید. مزار او در زادگاهش واقع است.
سامانه ملی شهدا
🌹🌹قسمت هایی از وصیت نامه شهید محمد دادخواه🌹🌹
بانام آنکس که کارها بانام او شروع و با یاد او ختم میشود. سپاس خدایی را که هنگامیکه آسمانها و زمین را گسترد هیچکس را به گواهی نطلبید و آنگاهکه جانداران را آفرید هیچکس را به یاری نگرفت.
ای پروردگار من، از شر وسوسههای شیطانی و نفس اماره به درگاه تو پناه میبرم .
بارالها مرا از لشگریان خودت قرار ده که لشگریان تو چیرهاند و مرا از حزب خود بهحساب آور که حزب تو رستگار است و مرا از دوستان خویش معین فرمای که دوستان تو را نه بیمی است و نه اندوهی.

شهید غلامرضا پیله ور خورشیدی
یکم مرداد ،۱۳۴۳ در شهرســتان بروجرد به دنیــا آمد. پدرش رضا و مادرش آهو نام داشت. تا دوران ابتدایی درس خواند. شاگرد راننده بود. به عنوان ســرباز ارتش در جبهه حضور یافت. یازدهم اســفند ،۱۳۶۲ با ســمت تیرباچی و دیده بان در جزیره مجنون عراق بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. مزار او در زادگاهش واقع است.

شهید باباعلی رشنو یکم تیرماه سال ۱۳۲۱ در شهرستان پلدختر به دنیا آمد، پدرش مرادعلی و مادرش قمرتاج نام داشت، باباعلی الفبای ایستادگی را نزد پدر و مادرش آموخت، او هرگز فرصت پیدا نکرد که در کلاسهای درس و مکتب و مدرسه در جمع بچه مدرسیایها بنشیند چراکه زندگی را در مسیر دیگری میخواند.
درس او درس زیستن به محبت و مهربانی بود، پینههای دستش با نان حلال کارگری گره خورده بود، باباعلی موازی با روزهای زندگیاش پیش رفت، بزرگ شد و ازدواج کرد و سه فرزند شامل دو پسر و یک دختر از خدا هدیه گرفت و پنجم اردیبهشتماه سال ۱۳۶۲ در بمباران هوایی خرمآباد بر اثر سوختگی به شهادت رسید و پیکر مطهرش را در زادگاهش پلدختر به خاک سپردند.
زمین، بار دیگر داغی بر دل گرفت، اما آسمان، مادری را در آغوش کشید که سالها چشمانتظار فرزند شهیدش بود. مارال نظری مادر شهید والامقام علی میرزا دریایی پس از سالها دوری، به دیدار فرزندش شتافت و در جوار او آرام گرفت.
این مادر صبور، سالها با یاد و خاطره فرزندی که در راه میهن و ایمان جانفشانی کرد، زیست. در لحظههای دلتنگی، به مزار پاکش پناه میبرد و اشکهایش را نثار خاک مقدسی میکرد که پارهی تنش را در آغوش داشت.
امروز، دلتنگیها پایان یافت. مادر و فرزند، پس از سالها دوری، دوباره به هم پیوستند. دیگر نه چشمانتظاری هست و نه بغضی در گلو. مادر آرام گرفت در کنار فرزندی که برای همیشه جاودانه شد.
کوچههای زادگاهشان هنوز زمزمههای نجواهای مادرانهاش را به خاطر دارند، همانطور که مزار فرزندش را با اشکهایش سیراب میکرد. حالا دیگر این قصهی دلتنگی به پایان رسیده، اما چراغ یادشان همیشه روشن خواهد ماند. مادر و فرزند، در آسمان شهادت به هم رسیدند، و زمین، نامشان را برای همیشه در دل حک کرد. قصهی ایثار و صبرشان در خاطرهها خواهد ماند، در لابهلای واژههای تاریخ، در دلهایی که با نام شهدا میتپند.
حالا دیگر هیچ فاصلهای میانشان نیست. مادری که سالها چشم انتظار بود، آرام گرفت و در کنار فرزند شهیدش جاودانه شد. زمینیان با اشک و احترام، او را بدرقه کردند، و آسمانیان، با لبخند و افتخار، به استقبالش آمدند. نامشان جاودان، راهشان پررهرو.
شهید علیمیرزا دریایی نهم مرداد ۱۳۴۵، در روستای قوزلو از توابع شهرستان زنجان به دنیا آمد. پدرش حضرتعلی، کشاورزی می کرد و مادرش مارال خانه دار. تا چهارم ابتدایی درس خواند. کارگر بود. این شهید والامقام از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. هفتم اسفند ۱۳۶۲، در جزیره مجنون عراق به شهادت رسید. پیکرش مدتها در منطقه برجا ماند و دهم خرداد ۱۳۸۰، پس از تفحص در مزار پایین شهرستان زادگاهش به خاک سپرده شد.
روایت ایرانی
