- پنجشنبه ۱۵ ارديبهشت ۰۱
- ۱۰:۴۲

شهید حبیب روزی طلب
دانشجوی مقطع کارشناسی رشته علوم اجتماعی – مردم شناسی
تاریخ و محل تولد: ۲۳ مرداد ۱۳۳۹، شیراز
تاریخ و محل شهادت: ۱۹ آبان ۱۳۶۱، شرهانی، عملیات محرم
مزار: دارالرحمه شیراز
زندگینامه
شهدا را فراموش نکنیم

دانشجوی مقطع کارشناسی رشته علوم اجتماعی – مردم شناسی
تاریخ و محل تولد: ۲۳ مرداد ۱۳۳۹، شیراز
تاریخ و محل شهادت: ۱۹ آبان ۱۳۶۱، شرهانی، عملیات محرم
مزار: دارالرحمه شیراز
زندگینامه

بعد از عملیات سوسنگرد و حماسه آفرینی شهید حسن حق نگهدار در این عملیات ، با او آشنا شدم . یکی از تکه کلامهای او برای کسانی که با او شوخی داشتن بکار بردن کلمه " شافتک " بود و این کلمه بین ما زیاد رد و بدل می شد.
مدتی بود که در بنیاد مشغول بکار شده بودم و کارم رفتن به منزل شهدا و تشکیل پرونده برای آنان بود.
طبق معمول اسامی شهداء ، اسرا و مفقود الجسد ها به قسمت ما می آمد و پس از هماهنگی با خانواده به منزل ایشان مراجعه و نسبت به تشکیل پرونده اقدام می کردیم .
برای من رفتن به منزل دوستان و هم رزمان خیلی مشکل بود ولی حسن کار در این بود که وقتی خانواده می فهمید از هم رزمان شهید هستیم بهتر پذیرای ما بودند.
شب قبل از رفتن به منزل حسن، به خوابم آمد و با همان چهره خندان و بشاش که خصوصیات مومنین واقعی است شروع کرد به شوخی کردن و گفت شافتک حالا کارت به جایی رسیده که میخای برا من پرونده درست کنی !😂😂😂
راوی:حاج احمد عبدالله زاده
منبع: شهدای شیراز
زندگینامه و وصیت نامه شهید در اینجا



به گزارش خبرگزاری تسنیم از شیراز ، شب گذشته مأموران انتظامی پاسگاه بیدزرد شهرستان شیراز حین اجرای مأموریت با اراذل و اوباش درگیر شدند که در این درگیری سرهنگ دوم علی اکبر رنجبر، بر اثر ضربه سلاح سرد (قمه) از ناحیه گردن به شدت مجروح شد و در اثر خونریزی شدید به خیل شهدا پیوست.
مراسم تشییع پیکر پاک و مطهر شهید والامقام سرهنگ دوم "علی اکبر رنجبر" جمعه بعد از اقامه نماز جمعه در حرم مطهر شاهچراغ (ع) برگزار و سپس در گلزار شهدای شهر شیراز به خاک سپرده شد.

گزارش جام جم آنلاین به نقل از تسنیم، احمد شیخ حسینی درباره شهادت امیر میگفت: «من بودم و شهید امیر فرهادیان فرد و شهید عباس رضایی. وقتی خورد به تنهام، به خودم اومدم. قد یک کُنده بزرگ نخل بود. فکر کردم تنه درخته، هیچی نگفتم، دُم بالاییش توی تاریکی از آب بیرون زده بود. گفتم همه چیز تمام شد».
آروم گفتم: «امیر، کوسه!»
گفت: هیس!.
.. دارم میبینمش...

شهیده نسرین افضل در سال 1338 در خانواده مذهبی در استان فارس پا به عرصه وجود نهاد.
شهیده افضل، در آغاز سال 1360 با مشورت برادر بزرگوارش شهید «احمد افضل» با فراخوان جهادسازندگی شیراز، به همراه جمعی از خواهران متعهد به کردستان رفت و همه وقت خویش در مهاباد به مجاهدت پرداخت. وی مدتی مسئولیت تبلیغات و انتشارات سپاه مهاباد را بر عهده گرفت و در عین حال، با دیگر ارگانها همکاری داشت.
این شهیده در آخرین شب فروزندگیاش، با وجود تب شدید و بیماری از همسرش خواست که او را به مجلس دعای توسل برساند؛ با وجود پافشاری همسرش برای استراحت، در مراسم دعا حضور یافت و به گفته دوستانش آن شب مثل همیشه او به شدت منقلب بود.
مراسم دعا و نیایش به پایان رسید و این شهیده، در حالی که برای مراجعت به منزل سوار اتومبیل بود، در مسیر به کمین عوامل پلید آمریکا افتاد و در آن جمع تنها، شهیده نسرین مورد اصابت گلوله دشمن قرار گرفت و از آنجا که همیشه آرزو داشت مانند شهید مطهری به شهادت برسد، پس از یک سال حضور در مهاباد، در شامگاه چهارم دی ماه 1361 در اوج خلوص و خدمت به اسلام به آرزوی دیرین خود رسید.

وصیتنامه شهیده نسرین افضل:
با اهل بیت (ع) دشمنی نمی کنند مگر کسانی که حرامزاده اند. ...