- چهارشنبه ۲۳ مرداد ۰۴
- ۱۴:۲۶

شهدا را فراموش نکنیم

مرور خاطرات و زندگینامه شهداء موجب تداعی ارزشهای والای انقلابی و اسلامی در ذهن هر خواننده ای می شود.
شهداء افرادی بودند که پیوستن به لقاء الله را به زندگی در این دنیای وانفساء ترجیح دادند.
حال نوشتن از این افرادی افلاکی هر چند دشوار است اما بارها شنیده ایم که ترویج فرهنگ شهادت و زنده نگه داشتن یاد و نام آنها کمتر از خود شهادت نیست، برآن شدیم طبق گزارشهای متداول زندگینامه و خاطرات شهداء مظلوم شهرستان بیجار را در آئینه رسانه ایبیجار بام ایران ،جهت آشنایی بیشتر جوانان انعکاس دهیم.
شهید یوسف افشاریان در سال ۱۳۳۷ در روستای« دولتشاه» درشهرستان «بیجار» به دنیا آمد ، درسال ۱۳۴۳ به مدرسه رفت .و به دلیل مشکلات و وجود محرومیت تا پایان سال اول راهنمایی به تحصیل ادامه داد و تحصیل باز ماند .

وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ژاندارمری مشغول به کار شد و با شکل گیری سپاه پاسداران، در سال ۱۳۵۹ به همراه دو برادر دیگرش به نامهای سید منصور و سید مجتبی به عضویت آنجا درآمد.
سید مصطفی پس از سه سال خدمت در سپاه، سرانجام در روز یکم فروردین سال ۱۳۶۲ حین درگیری با گروهکهای ضد انقلاب در روستای «کوله» از توابع شهرستان دیواندره به شهادت رسید.
در وصیت نامه شهید سید مصطفی بیاتی آمده است: «گرچه لیاقت پاسدار بودن نداشتم، اما خدا این منت را بر من نهاد و من را به عنوان پاسداری از پاسداران اسلام قرار داد». در ادامه گزیدهای از وصیت این شهید والا مقام را در قالب پوستر مشاهده فرمایید.


نخستین شهید نیروی دریایی ارتش که بود؟
شهید ناوبانیکم تفنگدار دریایی اقبال آدمی یکی از تکاوران شهید نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی است که در نخستین روز از اولین ماه زمستان سال ۱۳۲۵ در محله چهار باغ سنندج چشم به جهان گشود. دوران تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در زادگاهش گذراند. اقبال بسیار به نظامیگری علاقه بسیاری داشت و از این رو، در سال ۱۳۴۴ با شرکت و موفقیت در آزمونهای ورودی به استخدام نیروی دریایی در آمد.
وی پس از موفقیت در دورههای مقدماتی رسته تفنگدار دریایی در مرکز آموزش بندر انزلی مهرماه ۱۳۵۲ با کسب صلاحیتهای عملی، به مدت ۹ ماه جهت طی دوره تخصصی رستهای به کشور پاکستان اعزام شد و پس از بازگشت در منطقه یکم دریایی وقت نیروی دریایی ارتش در پایگاه دریایی خرمشهر مشغول به خدمت شد. از جمله سوابق ممتاز این شهید بزرگوار علاوه بر موارد متعدد تشویق در دستور یگان خدمتی، اینکه موفق به دریافت مدال سرافراز خدمت به خاطر احراز شایستگی و جدیت در انجام امور محوله شد.
هنگامی که اقبال در آخرین روز شهریورماه سال ۱۳۵۹ مشغول گشت زنی و انجام ماموریت خود در منطقه خرمشهر بود، در پی آتشافروزی و تحرکات مرزی رژیم بعثی در تهاجم به ایران اسلامی هنگام حضور در ماموریت تامین امنیت آبهای کشورمان توسط آتش متجاوزان بعثی به شهادت رسید. پیکر این شهید نیروی دریایی ارتش در بهشت رضا واقع در آبادان به خاک سپرده شد.
اجر جانفشانی فرزندم را از خدا میخواهم نه از زمینیها
مادر شهید آدمی درباره رشادتهای فرزندش میگوید:«فرزندم را در راه اسلام و به خدا تقدیم کرده ام بنابراین هیچ توقعی از زمینیها ندارم و حقوق و هدایای آنها را نمیخواهم. ۳۷ سال پیش در چنین روزی فرزندم را برای اسلام و در راه خدا تقدیم کردم و از همان روز نخست شهادتش تاکنون نه حقوق از بنیاد شهید گرفته ام و نه هیچ هدیهای از کسی برای این موضوع قبول کرده ام. فرزندم در راه وطن جان خود را تقدیم کرد و اجر و پاداش این جانفشانی را تنها از خداوند میخواهم و بس. نمیخواهم با گرفتن هدیه و پاداش از اجر شهید کم شود و امیدوارم خداوند این شهید را از من و خانواده ام قبول کند.»

شهید خالد حیدری در نخستین روز از شروع رسمی جنگ تحمیلی، هواپیمایش در جریان عملیات «انتقام» مورد اصابت موشک قرار گرفت و سقوط کرد. سالها هیچ خبری از پیکر شهید نبود و کسی اطلاعی از سرنوشت او نداشت. تا اینکه پیکر شهید در سال ۱۳۹۱ در یک قبرستان در شهر کوت پیدا و طی مراسمی به ایران بازگردانده شد. پیکر شهید حیدری پس از مراسمی باشکوه به مهاباد منتقل شد و در زادگاهش آرام گرفت.
به گزارش ایسنا، روزنامه «جوان» در ادامه نوشت: شهید حیدری زمانی پا به جبهه گذاشت که دختری دو ماهه در خانه داشت. قطعاً رفتن و دلکندن از فرزند سختترین کار دنیا برای یک پدر است اما شهید در روز ۳۱ شهریور نتوانست نسبت به آنچه در کشورش اتفاق میافتاد بیتفاوت باشد. او در نخستین روز جنگ تحمیلی لباس رزم به تن کرد و به نبرد با دشمن متجاوز رفت.
سردار شهید و دلاور سید منصور بیاتیان ، در سال 1327 در روستای دارغیاث در خانواده ای متدین دیده به جهان گشود . تحصیلات ابتدایی را تا سوم دبستان در زادگاهش گذراند در ایام نوجوانی، پدرش را از دست داد و مسئولیت مهم سرپرستی دو برادرش سید مجتبی و سید مصطفی را با همه مشکلات بر عهده گرفت. در سال 1347 به خدمت سربازی اعزام گردید و سپس از پایان دو سال خدمت تا سال 1357 به کار و کوشش و امرار معاش پرداخت.
در آغاز نهضت اسلامی،ضمن راهنمایی و ارشاد مردم روستایش، به پخش اعلامیه های امام خمینی مبادرت ورزید و در تظاهرات . راهپیماییها همره عده ای از مردم روستا، به جمع تضاهرات کنندگان در شهر بیجار پیوست، و پس از پیروزی انقلاب به عضویت کمیته ی انقلاب اسلامی در آمد و سپس به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست و خالصانه به تلاش و کوشش و خدمت پرداخت.
او برخورد با دوستان، اسوه ملاطفت و مهربانی بود و در مقابل دشمنان انقلاب اسلامی سخت مقاوم و بی باک می نمود. در مقابل ضد انقلاب و قوای بعثی حماسه ها آفرید و مدتها خواب راحت را از دیدگان دشمنان برگرفت. دامنه ی فعالیت او ابتدا منطقه شهرستان بیجار، دیواندره، حسین آباد سنندج،سریش آباد، و قروه بود؛ سپس به مناطق تخت سلیمان، تکاب، بوکان و سردشت و سقز عزیمت نمود. در سردشت با شناخت جغرافیایی منطقه و موقعیت نظامی آن و برخورد متین و اسلامی با مردم شهر و روستاهای آن دیار، نقش ارزنده ای را ایفا نمود.
او پس از چندین سال خدمت صادقانه ، در 4 شهریور 1364 هنگامی که در ضمن ماموریت به یکی از روستاهای سقز به نام آیچی عزیمت موده بود ، توسط ایادی بیگانه مورد هدف گلوله قرار گرفت و به شهادت رسید.

برگرفته از : شهدای بیجار

شهناز وکیلی تجره
نام پدر: عبدالحمید
شغل: خانه دار
متاهل با یک فرزند که همراه خودش به شهادت رسید
تاریخ تولد: 10-6-1344 شمسی
محل تولد: سنندج
تاریخ شهادت : 28-10-1365 شمسی
محل شهادت : سنندج
دلیل شهادت : بمباران هوایی توسط صدام لعنتی
گلزار شهدا: سنندج
گفتگویی با خواهر شهیدان وکیلی تجره از شهدای زن شهر سنندج
شهلا وکیلی تجره خواهر یکی از اعضای خانواده ی وکیلی تجره است که دو خواهر ، خواهر زاده و مادرش را در بمباران هوایی 28 دی ماه سال 65 از دست داده است .
در گفتگو با خبرنگار آفتاب دل گفت : شهناز خواهر بزرگم در 10 شهریور سال 1344 در شهر سنندج متولد گردید مادرم سعادت خانه دار و پدرم عبدالمجید کارمند اداره ی راه و ترابری بود که با کار و تلاش شبانه روزی هزینه اداره زندگیمان را تأمین می کرد دوران کودکی شهناز با بهره مندی از دلسوزی و احساس مسئولیت پدر و مادری سپری می شد با رسیدن به سن مدرسه و طلب علم و دانش به دلیل وضعیت نامناسب مالی و نبود نامناسب امکانات آموزشی از آموختن درس محروم ماند و از زمانی که خود را شناخت مشغول خانه داری بود .


این عکس سنگ مزار متعلق به این شهید عزیز است و در بهشت زهرای تهران واقع است.
بعضی سایت ها اشتباها برای شهید احمد توکلی ناطق در قم استفاده می کنند.
احتمال میدهم شهید احمد وکیلی تجربه ، با توجه به نام خانوادگی که تیره ای در سنندج است اهل سنندج باشند که پیکرش همراه با شهدای دیگر در بهشت زهرا سلام الله علیها دفن شده باشد.
شهید ابراهیم مرادی
نام پدر : محمد
تاریخ تولد: 10-7-1334
محل تولد: روستای گرگه ای از توابع شهرستان سروآباد - مریوان
تاریخ شهادت: 1366/3/2
محل شهادت: روستای چور و ننه (نزدیک مریوان)
مزار : گلزار شهدای روستای ابراهیم آباد (گرگه ای)
فرمانده گردان نبی اکرم (ص) سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کردستان
وداع غریبانه ات چه زود گذشت ، وقتی روشنی چشم هایت در پشت خاکریزهای غبار آلود جبهه خاموش شد ، با من بگو از لحظه ، لحظه های نبردت ، با من بگو از لحظه لحظه های شهادتت ، با من بگو از سال ها تنهاییت ، از سالها همنشینی با خاک از تنهایی معصومانه دست هایت که بعد از بیست و نه سال هنوز هم تفنگ را محکم گرفته ، با من بگو از نمازهای شب قبل از شهادتت ، از حماسه هایت ، از دعاهایت ، بگو از ابوعمارها از فرشته ها ، از رفیق هایت بگو ، که بیست و نه سال منتظر بوده ام ، بشنوم حرفهایت ، بگو از شب های تنهاییت . خوشا به هزار قله به کانی مانگا که هنوز هم دارند بوی قدم هایت را استشمام می کنند . با من بگو از نامت ، از بچه هایت که هنوز هم منتظرند بشنوند صدایت . اکنون آمده ام که به پاس سال ها ایثارگری به پاس سال ها ایستادگی به سینه بفشارم خاکستر متبرک دست هایت را .
پیشمرگ مسلمان کرد شهید ابراهیم مرادی در روستای گرگه ای (ابراهیم آباد) در دامان مادرش عطیه میان خانواده ای مذهبی از تبار رنج دیدگان روزگار چشم به دنیا باز کرد .

به گزارش خبرگزاری تسنیم از سنندج ،دیار بیجار گروس، دژ مستحکم استان کردستان، دیار 450 لاله در خون خفته و سرداران و دلاوران نامآور، دارای یک زن شهیده است که به علت غفلت مورد بیمهری قرار گرفته و تاکنون اطلاعرسانی خاصی در این مورد نشده است.
شهیدان و ایثارگران دیار گروس، فصلی از زیستن را رقم زدند که در آن تجهیزات، کثرت لشکر و... هیچ جایگاهی در ادبیات اعتقادی و سیاسی آنها نداشت و تنها ایمان و اعتقاد راسخ بود که مردان نستوه و زنان را در مبارزه بر سر آرمانها مستحکم و پایدار نگاه داشت.
همه ارزوی شهادت دارند اما تنها اندکی به ان می رسند چرا که ...