یکم خرداد ۱۳۴۲ ، در شهرستان خرم آباد دیده به جهان گشود. پدرش عیدی، کشاورز بود و مادرش ماه طلا نام داشت. دانشجوی دوره کاردانی بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. چهارم دی ۱۳۶۵ ، با سمت تک تیرانداز در شلمچه به شهادت رسید. پیکرش مدتها در منطقه برجا ماند و پس از تفحص سی ام تیر ۱۳۷۴ ، در روستای دارایی تابعه زادگاهش به خاک سپرده شد.
گمان کنم اسفند ماه سال ۱۳۶۵ بود، یک شب خواب دوست دانشجویم آقا ایمان را دیدم، در خواب می دانستم که رفته است سفر، آن هم چه سفری، سلام و احوالپرسی کردیم، محکم دستم را گرفت و با لبخندی زیبا گفت: چه کار می کنی غلام، نیامدی با هم باشیم، گفتم هم پدر و مادرم نگذاشتند با شما بیایم و هم حقیقتش کمی می ترسیدم، گفت: ترس نداشت. دست راستم را گرفت و از مسیری که پر از خاکریز و سنگر بود گذشتیم، هیچکس نبود به غیر از من و او، در حالی که در خواب هم می دانستم که چه جریانی برایش پیش آمده اما از او پرسیدم راستی کجا رفتی آقا ایمان نیستت؟ گفت: من یه جای باصفا هستم، دوست داری اونجا رو ببینی؟ گفتم: حرفی نیست، چه بهتر! گفت: پس بیا ...
یکــم بهمــن ،۱۳۲۵ در شهرستان خرم آباد به دنیا آمد. پدرش صید و مادرش آهو نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. ازدواج کرد و صاحب یک پســر و دو دختر شد. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. بیســت و نهم اردیبهشــت ،۱۳۶۱ با سمت فرمانده گردان در خرمشهر بر اثر اصابت ترکش به ناحیه شکم به شهادت رسید. مزار وی در زادگاهش واقع است.
پیکر شهید محمد سلیمی از افسران ارتش که بر اثر انفجار مین جان خود را از دست داده بود، امروز در سرپلذهاب تشییع شد.
به گزارش خبرگزاری تسنیم از کرمانشاه، پیکر شهید محمد سلیمی از افسران ارتش تیپ 71 پیاده مکانیزه مستقر در سومار امروز با حضور مردم شهیدپرور این شهرستان تشییع شد و در بقعه احمدبن اسحاق(ع) به خاک سپرده شد.
شهید ستوان سوم محمد سلیمی 20 فروردین ماه امسال حین گشتزنی در منطقه بین پاسگاه «گیسکه» و «کانی شیخ» با یک قبضه مین برخورد کرده و بر اثر انفجار آن به شهادت رسید.
بنابر اعلام مسئولان از ابتدای امسال تاکنون بر اثر انفجار مین و مهمات به جا مانده از دوران جنگ تحمیلی یک نفر فوت و دو نفر مصدوم شدهاند.
همه شهدا در یک ستون کنار هم خوابیده بودند و چشمانشان باز بود
سهشنبه, ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۰
نوید شاهد- جعفر زارع رشنو در خصوص خاطراتش از عملیات حاج عمران می گوید: شهدای عملیات در یک ستون کنار هم خوابیده بودند و چشمانشان باز بود.
به گزارش نوید شاهد لرستان، جعفر زارع رشنو از رزمندگان لرستانی است که در عملیات حاج عمران دوشادوش دیگر مردان لُر حماسه آفرید و اینک از خاطرات خود از حضور در این عملیات پیروزمندانه می گوید:
بار دیگر سال 64 بسیجی ما تمام شد و در سال 65 تشکیل پرونده دادیم که بعنوان پاسدار در سپاه خدمت کنیم. من یک روز توی خانه نشسته بودم که یکدفعه دیدم یک لندکروز آمد پارک کرد درب منزلمان و گفت منزل رشنو اینست؟ گفتم بله! گفت: این برگه اعزامتان است که گفتند باید روی همین تاریخی که زدند خودتان را معرفی کنید تا به خدمت در بیائید.
در محفل گرم و صمیمانه خدمت پدر و مادر شهیدان راضیه و محمدرضا موسی پور شرف حضور یافته و سر صحبت را پیرامون فرزندان شهیدان آغاز نمودیم .
مادر این دو شهید چنین آغاز کرد:
معصومه جمشیدی هستم مادر راضیه و محمد که در اسفند 1366 به همراه چند تن دیگر از اعضای خانواده مان بر اثر بمباران به شهادت رسیدند .
من چون خودم در بمباران مجروح شدم (%30) نمی توانم زیاد صحبت کنم آنها ثمره ی زندگی من بودند دست روزگار آن ها را از من جدا کرد ولی خدا را شکر می کنم اگر چه عمر آنها خیلی کوتاه و کم بود ولی زندگی پر بار و خوبی داشتند و همه از آن ها به خوبی یاد می کنند.
اواخر اسفند 1366 بود که من و همسر و دو فرزندم از اصفهان به بروجرد آمدیم
روحانی شهید سید محمد موسوی بر محراب آفتاب و بر بلندای آبشار هستی ، نمازی از نور خواندید. ققنوس دل بر فراز اقیانوسی از آتش عشق پرواز میکند و «محمد» غزل حماسه را تکرار میکند و این تکرارها برای ماندن نیست، برای رفتن به سوی ابدیت است . ناز لیلای دلِ یوسف فاطمه –سلام الله علیها- تمام هستی اش را به یغما برده، به فراسوی خاک مینگرد و بر موج اندیشهاش خیال دوست، یکّه تازی میکند. دستان باغبان آفرینش در فصل سبز خلقت به سال 1341 بر قامت عدم، رخت وجود پوشاند و سید محمد نامی از تبار یاس در گلستان محبت اهل بیت –علیهم السلام- شکفت.
وقتی خون شهدا به ثمر نشست و خرمشهر از چنگال دشمنان رها شد، وزیدن پرچم سه رنگ ایران اوج اقتدار و نمایانگر رهایی بود.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری بسیج گلستان ، آزادسازی خرمشهر یکی از مهمترین اهداف عملیات بیت المقدس در دوره جنگ ایران و عراق بود که پس از 578 روز اشغال، در روز سوم خرداد 1361 در ساعت 2 بعد از ظهر پس از 34 روز نبرد بیامان به طور کامل از اشغال نظامیان عراق خارج شد.
محل دفن : گلزار شهدای بهشت رضا(ع) شهرستان خرم آباد
سوم مرداد ۱۳۴۴، در شهرستان الشتر به دنیا آمد. پدرش کبکعلی و مادرش نازارخانم خانه دار (فوت۱۳۵۳) . تا دوم راهنمایی درس خواند. گروهبان دوم ارتش بود. سال ۱۳۶۴ ازدواج کرد. در جبهه حضور یافت. بیست و پنجم اسفند ۱۳۶۶، با سمت مسئول اسلحه خانه در کوشک بر اثر اصابت گلوله به سر، شهید شد. مزار او در بهشت رضای شهرستان خرم آباد واقع است.
شهید سیدمجید موسوی نام پدر: سیدمحمد شغل: پاسدار تاریخ تولد: 2-1-1342 شمسی محل تولد: دورود -لرستان تاریخ شهادت : 2-3-1365 شمسی محل شهادت : حاج عمران دلیل شهادت : گلزار شهدا: گلزارمرکزی انگشته شهر:دورود- لرستان
دوم فروردین ،۱۳۴۵ در روســتای گورکش از توابع شهرســتان دورود به دنیا آمد. پدرش ســیدمحمد، کارگر بــود و مادرش همه گل خانه دار. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. سال۱۳۶۰ ازدواج کرد و صاحب یک پسر و دو دختر شد. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. دوم خرداد ،۱۳۶۵ با سمت فرمانده گروهان در حاج عمران عراق به شــهادت رسید. پیکرش ســال ها در منطقه باقی ماند و سال ۱۳۷۹ پس از تفحص در شهرستان زادگاهش به خاک سپرده شد.
نام پدر: باویله شغل: خانه دار تاریخ تولد: 1-7-1323 شمسی محل تولد: خرم آباد
تاریخ شهادت : 23-10-1365 شمسی محل شهادت : خرم آباد گلزار شهدا: نام گلزار: قبرستان خضر - بهشت ششم - شهر: خرم آباد -لرستان
یکم مهــر،۱۳۲۳ در شهرســتان خرم آباد به دنیا آمد. پدرش باویله، مغازه دار و راننده بود و مادرش قزی خانه دار. خواندن و نوشتن نمیدانست. خانه دار بود. ازدواج کرد و صاحب شش پسر و یک دختر شــد. بیست و ســوم دی ماه ۱۳۶۵ در بمباران هوایی زادگاهش به شــهادت رســید. مــزارش در قبرستان خضر خرم آباد واقع است. (بهشت ششم- کنار قبر شهید سعید فاطمی)
روایت مجری تلویزیون از ماجرای شهادت برادرش در عملیات بدر
۲۳ اسفند ۱۳۹۷
هرگاه خواستم ماجرای آن شب دوازدهم محرم که در حیاط خانه پدری مشغول پخت حلیم نذری مادر بودیم را برایم تعریف کند بغض گلویش را میگرفت و هرگز نگفت و نشنیدم آنچه را او دید تا آنکه بیست و سوم اسفندماه سال ۶۳ در جزیره مجنون، تا اوج آسمانها پرواز کرد.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، حسن سلطانی مجری پیشکسوت رادیو و تلویزیون در آستانه سالروز عملیات بدر روایتی از برادر شهیدش "جمشید سلطانی" که در اختیار تسنیم قرار داد که مشروح آن را در ادامه میخوانید:
او نوشت: "اینجا گلزار مطهر و منورشهداء دارالمومنین همدان است و این هم مرقد مطهر برادر و نور دیده و همه افتخاری که ارزش بالیدن دارد. تربت پاک برادر والاتبار و والا مقامم شهید جمشید سلطانی عزیز است - اگرچه نوزده سال بیش نداشت اما منش و روشی چون مردان اهل معنا و معرفت داشت. امروز که محاسنم سپید و کمی از سرد و گرم روزگار را چشیدهام میفهمم که امام انقلاب و قافله سالار نهضت بخوبی فرموده بودند که این جوانان ما یک شبه ره صدساله رفتهاند.
همه ارزوی شهادت دارند اما تنها اندکی به ان می رسند چرا که ...