یاد شهیدان 🌹

شهدا را فراموش نکنیم

شهید جهانبخش کرم رضا پور - شهید دانش آموز خرم آباد

  • ۱۴:۲۲

شهید جهانبخش کرم رضا پور-خرم آباد

شهید جهانبخش کرم رضا پور (شهید دانش آموز)

نام : جهانبخش

نام خانوادگی: کرم رضا پور
نام پدر: احمدعلی
تاریخ تولد: 1-7-1348 شمسی
محل تولد: زاغه لرستان 
تاریخ شهادت : 3-12-1362 شمسی
محل شهادت : چزابه
دلیل شهادت : 
گلزار شهدا: بهشت رضا (ع) فاز2 - شهر:خرم آباد- استان
لرستان

زندگی نامه و خاطرات شهید
جهانبخش کرم رضا پور در سال1348در خانواده ای مذهبی و مستضعف در یکی از روستاهای شهر خرم آباد به نام سراب مستان دیده به جهان گشود وی از همان دوران کودکی خود تحت تعلیم و تربیت اسلامی قرار گرفت و از همان زمان یعنی دوران کودکی به اسلام و فداکاری در راه قرآن در وجودش جوشیدن آغاز کرد و در سال 55 هجری شمسی روانه دبستان شد و تحصیلات ابتدائی خود را آغاز نمود وی ضمناً در جلسات قرائت قرآن شرکت می نمود و با علاقه ای که به قرآن داشت در این سن قاری نمونه ای بود وی در سال1357هنگامی که سیل خروشان امت حزب الله بر علیه شاه حرکت کرد فعالیت سیاسی و مذهبی خود را آغاز کرد.و همراه عاشقان و رهروان حسین زمان خمینی کبیر در تظاهرات و راهپیمائی شرکت می کرد پیروزی انقلاب اسلامی و برقراری جمهوری اسلامی با توجه به اینکه تحصیلات خود را ادامه می داد و با مطالعه کتب اسلامی شناخت عمیقی نسبت به اسلام به دست می آورد. و در سال 1359که جنگ تحمیلی عراق بر علیه ایران آغاز شد ایشان همچون اسلام از هستی خویش دست کشیده بود. و همیشه اصرار می ورزید که در راه اسلام و قرآن فعال باشیم و به امام و این انقلاب علاقه داشت در سال1360در پادگانها مقاومت مشغول فعالیت شد و در جلسات قرائت قرآن شرکت می نمود که چند بار جوائزی دریافت نمود از جمله در مدرسه شهید مبشر یک جلسه کلام الله مجید و در یک اردوی امور تربیتی که در رامسر برگزار شده باز یک کلام الله مجید دریافت نمود که در آن جا بعنوان شاگرد نمونه مدت یک ساعت برای همشاگردان خود سخنرانی نمود.در سال1361در بسیج ثبت نام نمود و بارها وارد جبهه های حق علیه باطل شد و با دشمنان اسلام مبارزه کرد.در خرداد 62 که از جبهه برگشته بود از درسهایش عقب مانده بود ولی با استعداد فوق العاده ای که داشت بدون تجدیدی در امتحانات خرداد 62 به اخذ کارنامه قبولی دوم راهنمائی نائل آمد و در مدارس باز فعالیت های چشمگیری داشت از جمله صبحگاهان مراسم دعا و سرود اجرا می کرد. و با ایجاد تاثر در مدرسه سعی می کرد که در باز کردن دهن بچه ها و نشان دادن اسلام اصیل به آنها نقش مهمی را به آنها ایفا نماید. و همیشه به یاد امام بود و برای سلامتی ایشان دعا می کرد. و در مراسم راهپیمائی ها و تشییع جنازه شهدا دعای کمیل و توسل شرکت فعال داشت. هدف ایشان و همرزمانش نبرد با دشمنان اسلام و کفر جهانی بود در یکی از این جبهه ها طرف واحد عقیدتی تیپ، یک سری مسابقات قرائت قرآن برگزار شد که از بین افراد انتخاب و یک کلام الله مجید به عنوان جایزه به ایشان اهدا می شود. در ضمن به مدت سه ماه در این جبهه ها بوده که از هیچگونه مرخصی استفاده نکرده بود چون فهمیده بود که حمله نزدیک است و طبق گفته همرزمانش آنها را هم از گرفتن مرخصی منع کرده بود. و اظهار داشت اگر شما به خانه بروید امکان دارد از حمله باز بمانید. و در شب62/12/3 وقتی قرار بود حمله شروع شود ایشان را به‌عنوان مسئول تعاون به گردان معرفی می نمایند ولی قبول نمی کند و اظهار داشته که می خواهم بجنگم که آرپی چی هفت در عملیات والفجر شش همان وارد می شود که از آن تاریخ به بعد از ایشان خبری نیست.

اما از جمله خصوصیات اخلاقی ایشان: وی شخصی مهربان و خوش اخلاق و کم حرف بود و بدون توجه به مادیات علاقه زیادی به خواندن قرآن داشت و همیشه فکر اسلام و مسلمانان بود و نماز اول وقت را بیشتر در مساجد بجا می آورد. و روزه اش به نحو احسن می گرفت و برای رزمندگان اسلام و سلامتی امام دعا می کرد. هیچگاه به دیگران بی اعتنائی نمی کرد پیوسته جویای احوال دوستان و آشنایان و اقوام و بستگان بود و امر به معروف و نهی از منکر می کرد. امر به معروف و نهی از منکر ورد زبانش بود و با دشمنان اسلام سر سازش نداشت و همیشه سعی داشت با منطق و تفکر اسلامی برخورد نماید. و با زبان گویایش مخالفان را در بن بست قرار می داد و هیچگاه با تندی و عصبانیت برخورد نمی کرد. همانطوری که با بعثیان کافر دشمن بود با گروهکهای داخلی هم در ستیز بود بیشتر خصوصیات و ویژگی های این فرد را از وصیت نامه ایشان می توان فهمید.

به امید پیروزی رزمندگان اسلام علیه کفر جهانی و برافراشته کردن پرچم پر افتخار الله در سراسر گیتی و سلامتی و طول عمر برای امام عزیزمان و به امید پیدا شدن این جوان عزیز مکتبی. انشاءالله

شهید جهانبخش کرم رضا پور - خرم آباد


وصیت نامه
با سلام بر حضرت بقیة الله الاعظم حجت ابن الحسن العسگری امام عصر(عج) و با سلام بر نائب بر حقش حضرت امام خمینی کوه محکم و استوار و با سلام و درود فراوان بر شهیدان گلگون کفن از آغاز تاکنون و با درود بر مردم مبارز و غیور همیشه در صحنه.

پروردگارا توئی خالقم الهی توئی معبودم خداوندا توئی ربم، توئی هادی من، توئی اکبرم، توئی در قلبم، توئی در ذهن من، توئی در فکرم، توئی هدفم، توئی آرمانم، توئی که مهر و محبت را نسبت به من و مادرم عطا نمودی، توئی سبحانم، توئی الهم، و توئی که در قلوب منافقین مرضی قرار دادی و توئی خداوندا اگر من لیاقت شهادت دارم نصیبم فرما خداوندا عشق به تو دارم خداوندا معشوقم توئی، فقط فقط.

مرا در بهشت رضا(ع) در کنار همرزمانم و همسنگرانم دفن نمائید. بر تابوتم عکس امام را نصب نمائید تا نشانگر این باشد که تا لب پرتگاه ابدی لبیک یا خمینی را فراموش نخواهم کرد. در تشییع جنازه ام شرکت نمائید و با شرکت خود در این مجلس پر شکوه دشمنان داخلی و خارجی را تضعیف نمائید. شعار مرگ بر آمریکا و شعار مرگ بر منافق را سر دهید و مرا دفن نمائید. با روحیه قویتان دشمنان را ذلیل و خوار و پست کنید. هرگاه بر مزار شهدا می آئید یادی هم از این حقیر نمائید.

برادران و خواهران
ادامه دهنده راه شهدا شمائید و باید شما پرچم لا اله الا الله را بر دوش گرفته و بر سراسر گیتی برافرازید انشاءالله به دشمنان داخلی و خارجی اجازه ندهید که سوءاستفاده نمایند زیرا که باشد شهید شدنمان انقلاب اسلامی یک گام بیشتر و سریع تر برداشته. زیرا که امام خمینی می فرمایند که چه کشته شویم پیروزیم و چه بکشیم پیروزیم چون که خدا با ماست.

مسجد ها را پر کنی، به گفته امام لبیک گوئید، پایگاههای مقاومت در مساجد را خالی نگذارید و در نماز دشمن شکن در صفوف محکم و استوار باشید و در دعای کمیل در محل نماز جمع شوید و برای پیروزی اسلام و مسلمین دعا کنید و طلب زیارت قبر شش گوشه حضرت ابا عبدالله کنید. امام را هم دعا کنید و شعار خدایا خدایا تا انقلاب مهدی حتی کنار مهدی  خمینی را نگهدار را فراموش نکنید. دو رکن اساسی فروع دین امر به معروف و نهی از منکر که نقش بزرگی در خود سازی ما دارد به عمل گذارید تا همه انشاءالله تزکیه شویم و جهاد اکبر را انجام داده باشیم.
پدران و مادران
برای ما گریه نکنید و ناراحت نباشید زیرا که ما نه از خود و نه از شمائیم و بلکه از خداوند هستیم و بسوی او رجوع می کنیم (انا لله و انا الیه راجعون) ما همه تعلق به خداوند داریم و باید به او بازگشت کنیم. هر کس را که خدا دوست داشت آن را زود می برد و خون بهاء را خودش می دهد و خونبهایش بهشت می باشد. خداوند در حدیث قدسی می فرماید: هر کس که خداوند را طلب کرد و خداوند ایشان را نزد خود و ما عاشقان می باشد. پس باز هم تکرار می کنم مکرر، برایمان گریه نکنید که منافقان سوءاستفاده کنند و صبور باشید ان الله مع الصابرین.

و اما صحبتی با برادران همسنگر مدرسه ام دانش آموزان: طلب علم بر هر شخصی واجب است پس مدرسه ها را خالی نکنید که اینان سنگرهای ما هستند و باید در این مکان جهاد اکبر و تزکیه را شروع و به اتمام رساند، پس سستی و بی میلی نسبت به درس نشان ندهید.

و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 

خاطراتی از شهید جهانبخش کرم رضا پور به نقل از زن برادر شهید
در یکی از روزهای سرد زمستان در حالی که برف می بارید چون روز جمعه بود و لباسهایش را شسته بودم و خیس بودند و لباس اضافه نداشت ما هر چه به ایشان التماس کردم که این یک بار نماز جمعه نرود ایشان فرمودند که حرفش را هم نزن حتی اگر از سرما هم بمیرم باید بروم چون تکلیف الهی می باشد و من باید بروم البته باید توجه داشته باشیم که در زمان شهادت، ایشان 15 ساله بوده است ایشان در همه دعا ها و جلسات مذهبی و در کلاسهای مختلف مساجد محله و جلسات قرآن و پایگاه مقاومت شرکت فعال داشتند. ایشان حساسیت شدیدی نسبت به مسائل مذهبی داشتند و اگر می فهمیدند که کسی که با ایشان رفت و آمد دارند حتی اگر از اقوام بودند نسبت به انقلاب دلسوز نبودند، با آنها قطع رابطه می کردند. یکی از اقوام جزء حزب توده بود و وقتی به خانه ما می آمد ایشان با وی برخورد بسیار سردی می کردند و بعد از رفتن وی می فرمودند که چون او خدا و پیغمبر و در کل اسلام را قبول ندارد باید جای پای وی را آب بکشید.

شهید سال اول رهنمائی مدام در جلسات قرآن شرکت می نمود و در کلاس درس نیز ممتاز بودند معلم ایشان اهل دزفول بودند و آنقدر نزدیک شهید شده بودند که با ایشان به خانه ما می آمدند و برای ایشان از شهرستان سوغاتی می آوردند بعد معلوم شد که وی جزو منافقین بودند و ایشان از موضوع مطلع شدند که آن معلم و مربی قرآن برای انحراف جوانان در جلسات قرآن شرکت کرده است و ایشان آن فرد منافق را ترور کردند و تمامی سوغاتیهای او را سوزاندند.

خاطرات شهید به نقل از خواهر شهید

سه روز به ایشان گفتم که چون برادر بزرگ و پدرتان در جبهه می باشند شما به جبهه نروید. ایشان فرمودند که آنها وظیفه خود را ادا کرده اند و تکلیف از گردن من ساقط نیست و باید بروم و من برای خودم می روم و اگر شهید شوم برای پدرم نیز آن موقع افتخار می باشد.
زن عموی شهید پسرش تازه شهید شده بود به او گفت نرو من پسرم تازه شهید شده تو دیگر نرو تو هم شهید می شوی ایشان فرمودند من باید انتقام خون تمام شهیدان و پسر عمویم را بگیرم. من به ایشان گفتم اگر اسیر شوی تو را شکنجه می کنند طاقت شکنجه را نداری و به امام توهین می کنی. بعد ایشان گفتند که من طاقت می آورم و مقاومت می کنم. من به ایشان گفتم که اگر راست می گویی آن زگیل پشت دستت را بسوزان تا محکم بودن خود را ثابت کنی ایشان با سیخ داغ روی زگیل گذاشت و بوی سوختگی آن بلند شد و ایشان با وجود کمی سن 15سال حتی آخ نگفتند و فرمودند که به جان امام اگر مرا سیخ کنند به امام توهین نمی کنم. بعد شهید از من پرسیدن  که ولایت فقیه را قبول داری گفتم بله و گفت شما دوست دارید دشمن خاک ما را بگیرد گفتم نه و ایشان گفتند پس برای دفاع از خاکمان به جبهه می روم. و بعد ایشان رفتند و در سال62 شهید شدند و ما نمی دانستیم و ایشان تا سال73مفقود الاثر بودند و ما حتی نمی دانستیم که ایشان شهید شده است که در سال73جنازه عزیزمان را برایمان آوردند. و اینجاست که به این سخن که از شهید بهشتی است می رسیم مقلدان خمینی سرنوشتی غیر شهادت ندارند.

شهدای دانش آموز لرستان

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
بسم رب الشهدا

برای معرفی شهدا

و زنده نگهداشتن یاد شهدا

و ادامه راه آنان

« شهید بلاگ »

یاد شهدا را فراموش نکنیم تا راه شهدا را گم نکنیم.
پیوندها
موضوعات
Designed By Erfan Powered by Bayan