- يكشنبه ۲۲ دی ۰۴
- ۱۵:۳۵

جانباز شهید مجتبی علی بابایی
عاشق و فدایی ولایت
شهدا را فراموش نکنیم

جانباز شهید مجتبی علی بابایی
عاشق و فدایی ولایت

3 شهریور مصادف است با شهادت شهید والا مقام محمد کمر زرین
شهید کمرزرین در 15 آبان 1338 در الیگودرز متولد شد.در دوران کودکی پدر خود را از دست داد و تحت سرپرستی مادر قرار گرفتند و دوران ابتدایی را در دبستان همت گذراند و در دوران راهنمایی تقریباً با سن کم نان آور منزل شدند و در سوم دبیرستان با مشکلات بسیاری مادر خود را و نان آور خانه بودن دست از تحصیل برداشتند و سرپرستی خانواده را عهده دار شدند و تحصیلات خود را تا سوم راهنمایی ادامه داد.اخلاق بسیار نیکویی داشتند. باتقوا بودند. ایشان با بچه ها رفتار صمیمی و دوستانه ای داشتند و هیچ وقت عصبانی نمی شدند. در محیط اجتماع نیز خوش اخلاق و خوشرو و خوش رفتار بودند.
ایشان از 58 در جهاد سازندگی مشغول فعالیت بودند و در بسیج جهاد سازندگی همکاری نیز می کردند و در سال 64 الی 65 از طریق جهاد سازندگی و از شهرستان خرم آباد به مناطق جنگی اعزام شدند.
وی در سال 81 در بیمارستان ساسان بر اثر جراحات ناشی از شیمیایی شدن شربت شهادت را نوشید.
روحش شاد و یادش گرامی
منبع: شهدای الیگودرز

شهید« امان الله سبک خیز» سوم فروردین 1324 در روستای زاغه از توابع شهرستان خرم آباد به دنیا آمد. پدرش «اسدالله» و مادرش «شاه زنان» نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. راننده بود. ازدواج کرد و صاحب دو دختر شد. از سوی بسیج هلال احمر در جبهه حضور یافت. بیست و هفتم آذر 1365، بر اثر مصدومیت شیمیایی مجروح شد. دوازدهم اسفند 1377، در بیمارستان ساسان تهران بر اثر عوارض ناشی از آن به شهادت رسید. مزار او در قبرستان صالحین شهرستان زادگاهش واقع است.

شهید احمد بابکان
نام پدر: عبدالوهاب
تاریخ تولد: دوم اردیبهشت 1338
محل تولد: روستای گترده از توابع طالقان شهرستان ساوجبلاغ کرج
تاریخ و محل شهادت: هفتم مهر 1368- بیمارستان مدرس شهر طالقان
تحصیلات: دیپلم اقتصاد
شغل: پاسدار
یگان محل خدمت: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
سن در زمان شهادت: 30 سال
شهید احمد بابکان، فرزند عبدالوهاب در روز دوم فروردین ماه سال 1338 در روستای «گترده» از توابع طالقان در شهرستان ساوجبلاغ در خانوادهای مستضعف و مذهبی دیده به جهان گشود.

روایت شهید «احمد مومنی» از لحظه جانبازیاش
«احمد مومنی» یکی از جانبازان شیمیایی است که در عملیات «والفجر هشت»، به درجه رفیع جانبازی نایل آمد و سرانجام پس از سالها زندگی سخت، اول تیر سال ۱۳۷۳ بر اثر جراحات وارد شده به شهادت رسید.
ارتش بعث عراق با استفاده از سلاحهای شیمیایی، بسیاری از مناطق جنگی و نظامیان، شهرها و غیرنظامیان را هدف قرار داد که این اقدامات وی موجب شد تا آثار ناشی از استفاده این سلاحهای ممنوعه تا سالها و سالها بر روی بدن افراد باقی بماند، تا جایی که هنوز هم با وجود گذشت بیش از ۳۴ سال از پایان جنگ تحمیلی، جانبازان زیادی با سختی و مشقت دست و پنجه نرم کرده و برخی نیز به شهادت میرسند.
شهید احمد مومنی یکی از این جانبازان شیمیایی است که در عملیات والفجر هشت، به درجه رفیع جانبازی نایل آمد و سرانجام پس از سالها زندگی سخت، اول تیر سال ۱۳۷۳ بر اثر جراحات وارد شده به شهادت رسید.
این جانباز و شهید والامقام در مصاحبهای، نحوه مجروحیت خود و سختیهای ناشی از آن را بیان کرده است که در ادامه متن آن را مشاهده میکنید.

یار سفر کرده ما مخلص بود. او باور عجیبی به امام راحل (ره) داشت. اسم امام (ره) را که می شنید، به احترام؛ تمام قامت می ایستاد. بوی عطر نماز شبش در سنگرهای زبیدات می پیچید. در ورزش های رزمی، بخصوص کاراته، تسلط مثال زدنی داشت در یکی از مأموریت ها، در خیابانی در اهواز، یکی از اراذل و اوباش؛ خیابان را بسته بود و عربده می کشید. مردم می ترسیدند، کسی جرأت نزدیک شدن نداشت. برادر پاسدار محمدی سپهوندی، جلو رفت و با چند حرکت او را مهار کرد و به باد کتک گرفت و گفت: سرتو پایین بنداز و برو و دیگه مزاحمت ایحاد نکن. مردم صلوات فرستادند و تکبیر گفتند. او در روز دو جلسه تمرین برای بعضی از بچه های رزمنده گذاشته بود. به خاطر تمرین های خوب ایشان وعلاقمندی حقیر به فرمانده ام؛ در برگشت به قم رفتم و در باشگاه کاراته انقلاب، خیابان امام (ره)، ثبت نام کردم و زیر نظر استاد دباغیان که قمی هستند و الآن مربی تیم ملی است، ادامه دادم. البته می دانید که ما دو نفر فرمانده به نام محمدی سپهوند داشتیم. چهره جوانتر که معاون اول سردار «حاج ولی الله میرهاشمی» بود، درعملیات حاج عمران به شهادت رسید و به دوست دیگرش یعنی شهید احمد سپهوند پیوست و احمد (محمدی) سپهوندی؛ مسن تر که ماند و جانباز شیمیایی شد و در هفته جاری - 1394/06/06- پروازکرد. روحش شاد و یادش گرامی باد.

زندگی نامه شهید سیفالله حیدر پور
سردار شهید حاج سیف الله حیدرپور در سال ۱۳۳۹ در شهرستان شهرضا متولد شد و در سال ۱۳۵۸ همزمان با تحصیل در دانشگاه اصفهان با تحرکات ضدانقلاب در کردستان به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد و به کردستان اعزام شد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، «زهیر بانپرور» جانباز شیمیایی 70 درصد دوران دفاع مقدس صبح روز پنج شنبه پس از تحمل چندین سال درد و رنج ناشی از مصدومیت شیمیایی در منزلش در شهرستان فردیس کرج به شهادت رسید. پیکر مطهر این شهید دفاع مقدس روز جمعه مورخ چهاردهم شهریورماه بعد از نماز جمعه شهرستان فردیس تشییع و به خاک سپرده شد.
در این مراسم که با حضور امام جمعه و فرماندار شهرستان فردیس، رئیس دادگستری، فرمانده سپاه ناحیه امام رضا و مردم شهید پرور شهرستان فردیس برگزار شد، نمازگزاران پس از قرائت نماز بر پیکر پاک این شهید، پیکر این رزمنده هشت سال دفاع مقدس را که در عملیاتهای مختلف مجروح و در حلبچه شیمیایی شده بود از مصلی فردیس تا فلکه اول تشییع و تجدید میثاقی دوباره با آرمانهای امام راحل(ره) و شهیدان انقلاب اسلامی کردند.
با اهل بیت (ع) دشمنی نمی کنند مگر کسانی که حرامزاده اند. ...