- چهارشنبه ۳۰ آذر ۰۱
- ۱۴:۰۳

تاریخ شهادت : 1360/09/30
شهدا را فراموش نکنیم

تاریخ شهادت : 1360/09/30

نــام : ماشااله
نـام خـانوادگـی : لطفی سیرائی
نـام پـدر :حسن
تـاریخ تـولـد :۱۳۴۵/۰۱/۲۹
مـحل تـولـد :کرج
سـن :۱۵ سـال
دیـن و مـذهب :اسلام شیعه
شـغل : دانش اموز
مـلّیـت :ایرانی
دسـته اعـزامـی : بسیج
تـحصیـلات :ابتدایی
تـاریخ شـهادت :۱۳۶۰/۰۸/۰۷
مـحل شـهادت :بستان
عـملیـات :فتح ۱
نـحوه شـهادت : اصابت تیر دشمن بعثی
مـحل مـزار : روستای سیرا - بخش آسارا کرج
منبع: صفحه شهید در پایگاه گلزار شهدا
https://www.golzar.info/161431/
مهران رجبی در این مراسم اظهار داشت: چون کار به جان رسید، جان باید داد. ما بچه حزباللهی هستم، چیزی نداریم که پنهان کنیم. خیلی توهین میشنیدم که کدام سراغ موش هستی و چرا چیزی نمیگویی؟ فحش هم میدادند.
وی افزود: من ۶۱ سال دارم و خیلی معدلم الف باشد، ۱۹ سال دیگر زندهام و بعدش زیر خاک هستم. من باید جواب چِشمهای قاسم سلیمانی را بدهم. جواب ماشاءالله لطفی را که کنار هم در سوسنگرد میجنگیدیم، بدهم. جواب اینها را باید بدهیم. منبع

شهید محسن خردمندی
فرزند : محمودآقا
تاریخ ولادت: ۱۳۴۵/۰۱/۲۰ بابل
تاریخ شهادت: ۱۳۶۲/۰۷/۳۰
عملیات و محل شهادت: مریوان
مزار: گلزارشهدای آرامگاه معتمدی بابل - مازندران
بسم الله الرحمن الرحیم
وصیتنامه بنده گنهکار خدا محسن خردمندی
و من عرفنی احبنی
و من من طلبنی وجدنی
و من وجدنی عرفنی
احبنی عشقنی
و من عشقنی عشقته
و من عشقته قتلته
و من قتلته فعلی دیته
و من علی دیته فانا دیته
کسی که مرا طلب کند مرا می یابد
و کسی که مرا یافت مرا می شناسد
و کسی که مرا شناخت دوستم می دارد
و کسی که دوستم داشت عاشق من می شود
و کسی که عاشق من شد من عاشق او می شوم
و کسی را که من عاشق او شدم او را می کشم
و کسی که او را کشتم دیه او بر من واجب است
و کسی که دیه او بر من واجب باشد من دیه او هستم

06 آبان 1400
به همت بسیج دانش آموزی ناحیه یک خواهر و برادر یادواره شهدای دانش آموز دختر در حسینیه ثارالله برگزار شد.
اجرای گروه سرود، روایت گری و توزیع ۵۰ بسته کمک مومنانه آموزشی، تحصیلی بین دانش آموزان کم برخوردار از جمله بخش های یادواره بوده است.

شهید در سال 1347 در خانواده ای مذهبی در روستای توده زن دیده به جهان گشود.تحصیلات ابتدایی وراهنمایی را در روستا طی نمود .
بعد از آن به فرمان رهبر کبیر انقلاب امام خمینی برای دفاع از انقلاب اسلامی درمقابل یورش وحشیانه دشمنان انقلاب به عنوان بسیجی به مدت یکسال در جبهه های حق علیه باطل حضور پیدا کرد و سپس با عضویت وظیفه تا هنگام شهادت خدمت نمود و در این مدت در چندین عملیات پیروزمندانه حضوری فعال داشت تا اینکه در تاریخ 1367/3/28 در منطقه غرب محور بانه (قمیش) به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

یادداشت از شهید اسد الله صارمی

بهنام محمدی شهید 13 ساله ای که بعد از 31 سال و نبش قبر پیکر مطهرش سالم بود
♻️بهنام محمدی نوجوان 13 ساله زبر و زرنگی بود که به او تعلیمات لازم را جهت کسب اطلاعات از دشمن داده بودم، و بهعنوان اطلاعاتچی در خدمتم بود. یک روز به بهنام گفتم «برو پیش عراقیها و بگو صدام کِی به خرمشهر میآید؟ مادرم یک گوسفند نذر کرده که هر وقت صدام آمد زیر پایش قربانی کند؛ آنوقت آنها دیگر با تو کاری نخواهند داشت. بعد به آنها بگو که تعداد زیادی تانک از فلان مسیر در حال حرکتند و دارند به سمت شما میآیند»؛ میخواستم با استفاده از این ترفند جلوی پیشروی دشمن گرفته شود، تا نیروی کمکی برسد؛ که البته جلوی پیشروی دشمن گرفته شد، اما نیروی کمکی هیچ وقت نرسید.

نام : بهنام محمدی راد
ولادت: بهمن 1345
شهادت: 1359/07/28
محل شهادت: خرمشهر
مردم خرمشهر، دلاوری های بهنام 13 ساله در بحبوحه روزهای نخستین جنگ را هرگز فراموش نمی کنند؛ آن زمان که خرمشهر زیر آتش گلوله و خمپاره دشمن می سوخت و بهنام ها در این شهر خونین، درس ایثار می آموختند. شهید بهنام محمدی راد، بر اثر ترکش خمپاره به شهادت رسیده است.
مادر این شهید روایت کرده است: بهنام در ایام جنگ می گفت مادر دلم می خواهد بروم پیش امام حسین (ع) و بدانم که بود. او به من کاغذی داد که داخل آن درباره غسل شهادت نوشته بود و گفت: مامان مرا غسل شهادت بده زیرا می خواهم شهید شوم، تو هم از خرمشهر برو، اینجا نمان می ترسم عراقی ها اسیرت کنند.

شهیده سیده طاهره هاشمی ، شهیده شاخص سال ۱۳۹۲ وقتی صبح کنار سفرهی صبحانه خوابش را برای مادر و عباس تعریف کرد، به آرامی گفت: من شهید میشوم. عباس به یاد انشای طاهره افتاد که اول نوشته بود دوست دارم فلسفه بخوانم؛ اما در پایان نوشت به من الهام شده که پیش خدا خواهم رفت...
«طاهره نفس نفس میزد. از او قطع امید کرده بودیم. از صبح نگران بودیم که نکند طاهره هم مثل دختر همسایه بمیرد. دختر همسایه صبح مرده بود و صدای گریه هنوز از خانهشان میآمد. مادر مرا فرستاد دنبال زن عمو. با گریه آوردمش. زن عمو وقتی دید طاهره نفس نمیکشد، پارچهی سفیدی روش انداخت. من و مادر به گریه افتادیم. صبر کردیم تا همه بیایند و دفنش کنیم. نیم ساعت که گذشت دیدم پای طاهره تکان میخورد. از خوشحالی زبانم بند آمده بود. مادر و زن عمو را صدا زدم. مادر پارچهی سفید را برداشت و با گریه، طاهره را بغل کرد. خدا روح تازهای در جسم خواهر کوچولویم دمید.» (۱)


نوید شاهد استان مرکزی، شهید محمدسعید سیه پوش یکم مهر 1352، در روستای مزرعه حسین سفلی از توابع شهرستان خمین به دنیا آمد. پدرش محمدعلی، دامدار بود و مادرش مریم سلطان خانه دار. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. چهارم خرداد 1366، در شلمچه بر اثر اصابت ترکش به سینه، شکم و سر، شهید شد. مزار او در شهرستان زادگاهش واقع است.
وصیتنامه شهید محمدسعید سیه پوش
بسم الله الرحمن الرحیم
این وصیت نامه ها انسان را می لرزاند و بیدار می کند . (امام خمینى)
الَّذینَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصیبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ
بنام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و درود و طول عمر بر امام امت با آرزوى پیروزى لشکریان حسینزمان بر یزیدیان زمان یعنى ابرقدرتها و صدام و شفاى هر چه سریعتر مجروحین و معلولین و آزادى اسراى اسلام و صبر و اجر براى خانواده شهدا و عزیزانى که این وصیتنامه به شما میرسد.
(اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولى الامر منکم )
اطاعت کنید از خدا و رسول خدا و کسانیکه از جانب رسول (ص) هستند از جمله دوازده امام و در زمان ما اولاد همان رسول (ص) هستند از جمله امام امت خمینى رهبر کبیر انقلاب اسلامى.

شهید مصطفی رئیسی
نام پدر: نعمت الله
تاریخ تولد: 1-7-1350 شمسی
محل تولد: خور - روستای چاه ملک
شغل: دانش آموز
اعزامی : بسیجی
تاریخ شهادت : 29-1-1367 شمسی
محل شهادت : فاو
مزار: گلزار شهدای چاه ملک - شهرستان خور -( استان اصفهان )
منبع: نوید شاهد

شهید مصطفی رئیسی
نام پدر : علی
تاریخ تولد : 1352/1/28
محل تولد: بوشهر - روﺳﺘﺎى ﻗﻠﻌﻪ ﺳﻮﺧﺘﻪ
ﻣﻴﺰان تحصیلات: اول ﻣﺘﻮﺳﻄﻪ
تاریخ ﺷﻬﺎدت: 67/4/27
محل شهادت : فاو
مزار : گلزار شهدای کره بند ـ شهر: بوشهر
زندگینامه :
ﺷﻬﻴﺪ در ﺳﺎل 1352 در ﺧﺎﻧﻮادﻩ اى ﻣذهبی و ﻣﺘدین در دیده ﺑﻪ ﺟﻬﺎن ﮔﺸﻮد. وى ﭘﺲ از ﺳﭙﺮى کردن هفت ﺳﺎل از ﺑﻬﺎر زﻧﺪﮔﻰ ﺧﻮد ﺑﻪ ﺳﻨﻰ رﺳﻴﺪ که ﺑﺎید ﺑﻪ ﻣﺪرﺳﻪ ﻣﻰ رﻓﺖ. دوران ﭘﻨﺞ ﺳاله اﺑﺘدایی را ﺑﺎ ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ ﮔﺬراﻧﺪ و دوران ﻣﺘﻮﺳﻄﻪ در رﺷﺘﻪ ﻋﻠﻮم تجربی در دﺑﻴﺮﺳﺘﺎن ﺷﻬﻴﺪ ﻃالقاﻧﻰ ﺑﻪ تحصیل ﻣﺸﻐﻮل ﺑﻮد.
وى ﭘﺲ از ﺳﭙﺮى کردن یکسال از دوران ﻣﺘﻮﺳﻄﻪ در ﺳﺎل 67 ﺑﻪ ﺟﻬﺖ ﻋﻼﻗﻪ اى که ﺑﻪ دین ﻣﺒﻴﻦ اﺳﻼم و اﻣﺎم ﺧﻮیش داﺷﺖ ﺑﺮاى رﻓﺘﻦ ﺑﻪ ﺟﺒﻬﻪ اﻗﺪام ﻧﻤﻮد و ﭘﺲ از رﺷﺎدت ها و از ﺟﺎن ﮔﺬﺷﺘﮕﻰ ﺑﺴﻴﺎر در ﺟﺒﻬﻪ هاى ﺣﻖ ﻋﻠﻴﻪ ﺑﺎﻃﻞ ﺳﺮاﻧﺠﺎم در تاریخ 67/4/27 ﺑﻪ درﺟﻪ رﻓﻴﻊ ﺷﻬﺎدت ﻧﺎﺋﻞ ﺁﻣﺪ.

با اهل بیت (ع) دشمنی نمی کنند مگر کسانی که حرامزاده اند. ...