در این فیلم زهیر بان پرور جنگ زده خوزستانی روایتی دارد از سرگذشت خود که دانش آموز دبیرستان شهیدستان کرج بوده و بعد از جنگ دبیر همان دبیرستان می شود و در کلاسی تدریس میکند که زمانی خود با همکلاسی های شهیدش بر روی همان نیمکت ها می نشسته . سالیانی بعد "زهیر بان پرور" در اثر جراحات ناشی از جنگ خودش هم به شهادت میرسد.
دوازدهم آبان ۱۳۵۰، در تهران چشم به جهان گشود. پدرش کریم و مادرش، شوکت نام داشت. تا دوم متوسطه درس خواند. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. هفدهم تیر ۱۳۶۶، در ماووت عراق بر اثر اصابت گلوله دشمن بعثی شهید شد. مزار او در بهشت زهرای تهران واقع است.
پیکر شهید«حسن یاوری» که ۳۷ سال دور از وطن در گمنامی بود امروز وارد استان شد بعد از استقبال مسئولان ارشد استان، با خودرو تا محل ستاد فرماندهی سپاه الغدیر استان تشییع شد.
طبق برنامه ریزیهای انجام شده قرار است پیکر شهید یاوری، پنجشنبه همزمان با سالروز شهادت امام رضا(ع) با حضور اقشار مختلف مردم شهید پرور این استان در یزد تشییع و در گلزار شهدای نعیم آباد به خاک سپرده شود.
شهید حسن یاوری بیست و سوم اسفند ۱۳۶۳ در سن ۱۵ سالگی به عنوان تکتیرانداز در شرق رود دجله عراق به شهادت رسید. اثری از پیکرش بدست نیامد و مزار یادبودی برای او در گلزار شهدای محله نعیم آباد واقع است.
پیکر پاک این شهید با انجام آزمایش دی انای شناسایی شد تا ۳۷ سال فراق و چشم انتظاری مادر و خواهر و برادرهای او به پایان برسد.
ماشاءالله در روستای سی ریز از توابع شهرستان زرند کرمان به دنیا آمد. پدرش محمد و مادرش سکینه نام داشت. تحصیلات خود را تا سال سوم دبیرستان ادامه داد. دانش آموز بود که داوطلبانه از طریق بسیج عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل شد. در چندین عملیات با مسئولیت سکاندار شرکت کرد. آنگاه در عملیات کربلای 5 در منطقه عملیاتی شلمچه در اثر اصابت ترکش خمپاره به شرف شهادت نایل آمد.
مزار پاکش در گلزار شهدای سی ریز قرار دارد. از این شهید عزیز یک وصیت نامه و تعدادی یادداشت و یک عدد نوار به جا مانده است.
محل شهادت : عملیات والفجر8مجروح بیمارستان شریعتی اصفهان
عملیات : والفجر8
محل دفن : گرمسار گلزار شهدا
رسیدن به آرزو
حسن بلوچی رزمندهای از تیپ ۲۱ امام رضا(ع) در مورد شگفتی یک شهید عملیات والفجر۸ خاطرهای را روایت میکند و میگوید:
شهید محمدرضا عاشور پس از زخمی شدن در عملیات والفجر۸ به یک بیمارستان در اصفهان منتقل میشود. در آنجا خانوادهاش به بالینش میآیند و تا لحظات آخر عمرش کنار او مینشینند. شهید عاشور قبل از شهادت، خطاب به خانوادهاش میگوید: من آرزو داشتم پس از عملیات والفجر۸ به پابوس امام رضا(ع) بروم، ولی افسوس که حالا نمیتوانم... و لحظاتی بعد به شهادت میرسد.
برادرش او را در تابوت میگذارد و روی آن پارچهای میکشد و مینویسد: محمد رضا عاشور اعزامی از گرمسار. سپس خود و خانواده برای مهیا کردن مقدمات تشییع جنازه به تهران و از آنجا به گرمسار میروند. جنازه این شهید با بقیه شهدا به تهران منتقل میشود. در تهران بهدلیل نامعلومی پارچه روی تابوت محمدرضا با شهیدی از مشهد عوض میشود و جنازه او را به مشهد میبرند، غسل میدهند، کفن میکنند و در حرم امام رضا(ع) طواف میدهند. وقتی خانواده آن شهید برای دیدار آخر بهسراغ جنازه میآیند میبینند این جنازه جنازه شهید آنها نیست.
از آن طرف هم خانواده محمدرضا میبینند جنازه شهیدی دیگر را تحویل گرفتهاند و بلافاصله به مرکز تلفن میزنند و قضیه را اطلاع میدهند. سرانجام هر دو خانواده، شهید خودشان را تحویل میگیرند و به خاک میسپارند. در حالی که شهید عاشور به آرزویش که زیارت امام رضا(ع) بود، رسیده بود.
شهید کورش علی پناه بیست و پنجم شهریور ۱۳۵۰، در شهرستان خرم آباد به دنیا آمد. پدرش محمد و مادرش صغرا نام داشت. دانش آموز سوم متوسطه بود. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. دهم مرداد ۱۳۶۷، در بوکان توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش قرار دارد.
در آن سال پدرش و چهار فرزندش همزمان با هم در جبهه بودند. که ایشان شهید شد و برادرش بنام سعید سلیمانی به اسارت دشمن درآمد که پس از پایان جنگ تحمیلی همراه اسرای دیگر آزاد گردید.
با اهل بیت (ع) دشمنی نمی کنند مگر کسانی که حرامزاده اند. ...