- شنبه ۲۲ مهر ۰۲
- ۱۷:۵۱

شهدا را فراموش نکنیم
خیلی گشته بودیم، نه پلاکی، نه کارتی، چیزی همراهش نبود .
لباس فرم سپاه به تنش بود .
چیزی شبیه دکمه پیراهن در جیبش نظرم را جلب کرد.
خوب که دقت کردم ،
دیدم یک نگین عقیق است که انگار روش جمله ای حک شده .
خاک و گل ها رو پاک کردم....
دیگر نیازی نبود دنبال پلاکش بگردیم...
روی عقیق نوشته بود :
"به یاد شهدای گمنام"
شهید حیدر حیدری، سوم خرداد 1344 در روستای قارپوزآباد از توابع شهرستان ساوجبلاغ دیده به جهان گشود. پدرش حسن و مادرش صغرا نام داشت.خواندن و نوشتن نمی دانست .سفیدکار ساختمان بود. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. هجدهم فروردین 1366 در سردشت توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت گلوله به گردن و کتف، شهید شد .پیکر وی را در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپردند.
آنچه در ادامه میخوانید روایتی است از برادر شهید حیدر حیدری که
«درود بر شهیدان به سبب آن صبر و پایمردی و مقاومتی که نشان دادند. پس چه نیکو منزلگاهی است که عاقبت بدان رسیدید. حیدر هنگامی که به دنیا آمدند به احترام یکی از القاب حضرت علی (ع) پدرم او را حیدر نامید. تا از پیروان صدیق آن حضرت باشد. حیدر به دلیل مهاجرت نتوانست در کلاس درس حاضر شود ولی به دلیل علاقهای که به خواندن و نوشتن داشت بعدها به کلاسهای نهضت رفت و خواندن و نوشتن را فرا گرفت. او به قرآن خیلی علاوه داشت و خوب قرآن میخواند و تا جایی که امکان داشت از دستورات قرآن برای برادرها و خواهرانش سخن میگفت.
عاشق نماز خواندن بود طوری که وقتی که از کارخانه میآمد خود را برای خواندن نماز در مسجد آماده میکرد و همیشه از همان دوران کودکی به پدر کمک میکرد.
پدرم به او نماز خواندن را یاد داد و همیشه در محافل روضهخوانی و عزاداریها شرکت می کرد و واقعا عاشق اهل بیت بود.
و بدانند به توفیق الهی این توطئههایی که دشمن دارد انجام میدهد، همهی این تدبیرهایی که علیه ملّت ایران دارند انجام میدهند، با وجود تبلیغات وسیعی که برای مشوب(پریشان کردن، مشتبه کردن) کردن ذهن ها و مخلوط کردن صحنه دارند، به ضرر خود او تمام خواهد شد.
شما جوان های عزیز به توفیق الهی شکست آمریکا را خواهید دید؛ به توفیق الهی به زانو در آمدن صهیونیسم را خواهید دید؛ به توفیق الهی عظمت و عزّت نهایی ملّت ایران را مشاهده خواهید کرد.
مرتبط: شهدا در کلام امام و رهبری
شهید ایرج آقابزرگی شانزدهم دی 1341 ، در شهر نافچ از توابع شهرستان شهرکرد متولد شد. پدرش روح الله نقاش بود و مادرش نصرت نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته اقتصاد درس خواند و دیپلم گرفت. سال 1363 ازدواج کرد و صاحب یک پسر شد. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. بیست و یکم دی 1365 با سمت فرمانده گردان یا زهرا (س) در شلمچه بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. پیکر وی در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.
وصیتنامه شهید
شهید مصطفی رافع بروجردی
فرزند : حسین
زندگینامه رزمنده ی دلیر شهـید گـرانــقدر مصطفی رافع
درسال 1344 در خیابان شریعتی شهر بروجرد در کنار دشت های غرق گل گلدشت فرزندی باایمان و باتقوا بنام مصطفی بر عرصه زندگی پا نهاد. مصطفی نوگلی بود که در باغ مصفای شهر فرزانگان روز به روز جوانه می زد و شکوفا میشد . با آغاز سن هفت سالگی به آغوش تعلیم و تربیت سپرده شد و دوران ابتدایی در سال 1351 آغاز کرد و سپس وارد دوره راهنمایی و دبیرستان شد در سال تحصیلی 61-60 هنگامی که در سال دوم دبیرستان بود سروش جنگ او را به خود خواند و او همچون پروانه ای دنیای خاکی را با همه فراز و نشیبی که داشت ترک کرد و به دامان جنگ پیوست.
یادشهید عزیزواکبر همیشه ماندگارست ، روحش شاد. این وصیت نامه ...