یاد شهیدان 🌹

شهدا را فراموش نکنیم

شهید محسن امینی -شهدای بیرحند

  • ۱۷:۳۳

شهید محسن امینی -بیرجند

شهید محسن امینی

نام پدر: علی

تاریخ تولد: ۱۳۴۱/۰۱/۱۰ 

محل تولد: سیدان

تاریخ شهادت: ۱۳۶۵/۱۰/۰۴

محل شهادت: جزیره ام الرصاص - فاو 

مزار : روستای سیدان -بیرجند خراسان جنوبی

یگان خدمتی: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

منبع: پایگاه روستای سیدان

در سالروز شهادت شهید جعفر محمدیان - شهدای هشتگرد کرج

  • ۱۲:۰۶

شهادت در زبیدات«جعفر محمدیان»

شهیدان ره صد ساله عارفان و سالکان را یک شبه طی کردند.

«شهید جعفر محمدیان» در تاریخ بیستم بهمن ماه 1344، در خانواده‌­ای مذهبی و زحمت‌کش در روستای «قراجه قبای هشترود» دیده به جهان گشود. در سن هفت سالگی وارد مدرسه شد و به تحصیل پرداخت. دوره ابتدایی را موفقیت پشت سر گذاشت. او از زادگاهش به شهرستان کرج نقل مکان کرد و به کار برای امرار معاش مشغول گردید. برای سرنگونی رژیم شاهنشاهی از هیچ کوشش دریغی نمی کرد.

شهادت در زبیدات«جعفر محمدیان»

غواص شهید یوسف قربانی، شهیدی که هیچکس را نداشت!

  • ۱۷:۲۸
شهید یوسف قاسمی البته
غواص شهید: یوسف قربانی – معاون گروهان خط شکن🌹
نام پدر: صمد 
نام مادر : ایران
تاریخ تولد: ۱۳۴۵/۶/۲۰
محل تولد : زنجان
تاریخ شهادت: ۱۳۶۵/۱۰/۱۹ شب جمعه
نام عملیات: کربلای ۵
منطقه عملیاتی: شلمچه – پاسگاه کوت سواری
محل دفن: زنجان گلزار پایین

زندگینامه:

شهید «یوسف قربانی» در خانواده‌ای مستضعف در زنجان متولد شد. یوسف در شش ماهگی پدر خود را از دست داد. در سن شش سالگی  مادر یوسف در اثر حادثه‌ای از دنیا رفت و یوسف و برادرش را با همه دردها و رنج‌هایشان تنها گذاشت تا آنها آبدیده‌تر شوند و طعم تلخ فقر و مصیبت را به طور کامل احساس نمایند و خود را برای یک زندگی پر فراز و نشیب آماده سازند. یوسف به همراه برادرش در کنار مادربزرگ در خانه‌ای محقر سال‌های اول دبستان را پشت سر می‌گذاشتند که تنها پناهگاه آنها نیز از دنیا رفت.

دوران نوجوانی یوسف قربانی

شهید حاج علی محمدی پور ، شهدای رفسنجان

  • ۱۷:۱۹

شهید علی محمدی پور ، شهدای نوق کرمان

نام و نام خانوادگی: علی محمدی پور

نام پدر : جواد

محل تولد : دقوق آباد رفسنجان

تاریخ ولادت : ۱۳۳۸

تاریخ شهادت : ۱۳۶۵/۱۰/۱۹

محل شهادت : شلمچه

نحوه شهادت : عملیات کربلای 5

مدت عمر : ۲۳ سـال

محل مزار : گلزار شهدای دقوق‌آباد - نوق - رفسنجان

خاطره ای از شهید حاج علی محمدی پور

نحوه ی شهادت خودش را هم گفت

بچه های گردان دور حاج علی جمع شده اند و او دارد سرنوشت بچه ها را بیان می کند:

حسین برادرم ،‌ چه بخواهد و چه نخواهد، شهید خواهد شد.

نجمیان، سید کاظم و برادرش، مهدی امراللهی و غلام نهویی هم شهید می شوند.

جواد کامرانی و عباس علیزاده زخمی می شوند.

رضا قربانی، محمود حسن زاده دو دوست با وفا، با هم شهید می شوند.

ثمره نه شهید می شود و نه مجروح.

همۀ پیش بینی های حاج علی درست از کار در آمد. او حتی نحوه ی شهادت خودش را هم گفت.

این عملیات برای من آخرین عملیات خواهد بود. من دیگر بر نمی گردم. خواب دیدم پرچمی را داده اند به دستم. من پرچم را می برم تا برسانم به دژ، ولی به آن نمی رسم. می دانم که نرسیده به دژ، شهید و از زندان دنیا رها خواهم شد.

شهید علی محمدی پور در کنار سردار سلیمانی

گفتنی است:سردار شهید حاج علی محمدی پور در خرداد ماه ۱۳۳۸ در روستای " دقوق آباد " بخش نوق شهرستان رفسنجان به دنیا آمد.به خاطر مشکلات مجبور شد مدتی ترک تحصیل کند. با تشدید حرکت مردم در سالهای 55 و 56 به صفت مبارزان پیوست . علی در سال 63 هنگام عملیات بدر ، فرمانده گروهان بود، سپس جانشین فرمانده گردان شد . عملیات کربلای 5 که شد، خدا او را طلبید و پیش خودش برد. آن موقع علی یکی از زبده ترین فرمانده گردانهای لشکر41 ثارالله بود.

کتاب «عبور از کویر» پیرامون خاطرات و زندگی سردار عارف شهید حاج علی محمدی پور  می باشد.

کتاب عبور از کویر

منبع:دفاع پرس

زندگینامه و وصیت نامه شهید علی محمدی پور 

مختصر زندگینامه شهید قنبر امانی وجنی ، شهدای اهر

  • ۲۳:۱۹

شهید قنبر امانی وجنی - شهدای اهر

شهید قنبر امانی وجنی

نام پدر: رشید

محل تولد: اهر 

تاریخ تولد: ۱۳۴۷/۰۱/۱۰

شغل: دانش آموز 

تحصیلات: دیپلم

تاریخ شهادت: ۱۳۶۵/۱۰/۲۰

محل شهادت: شلمچه

مزار: گلزار شهدای روستای وجنی ، اهر ، آذربایجان شرقی

صفحه شهید در سامانه ملی شهدا

زندگینامه شهید 

شهید قنبر امانی وجنی در سال ۱۳۴۷ در روستای وجنی از توابع شهرستان اهر دیده به جهان گشود. این شهید دفاع مقدس در دوران کودکی، پدرش را که مردی مومن بود از دست داد. با شروع انقلاب شکوهمند اسلامی در تظاهرات و راهپیمایی ها شرکت می نمود و به خاطر علاقه ای که به انقلاب داشت، به عضویت نیروی بسیج در آمد.

شهید امانی با شروع جنگ تحمیلی درس و مدرسه را رها کرده و به جبهه های حق علیه باطل شتافت و به رزمندگان اسلام پیوست. او در چندین عملیات از جمله: عملیات قادر، عملیات والفجر ۸ ، عملیات کربلای ۴ و عملیات کربلای ۵ شرکت کرد. وی از نیروهای خط شکن گردان حبیب بن مظاهر بود و در واقع از غواصان زبده گردان حبیب ابن مظاهر محسوب می شد. ایشان در عملیات والفجر ۸ به شدت زخمی شدند و بدون طی کامل دوره درمان بنا به ضرورت به جبهه باز گشتند. و در عملیات کربلای پنج که بیستم دی ماه سال ۱۳۶۵ انجام شد، در سن ۱۸ سالگی به فیض شهادت نائل آمدند.

https://amani-app.blog.ir

وصیت نامه شهید بزرگوار قنبر امانی

شهید مفقودالاثر علیرضا حیدری فرزان -شهدای اسدآباد

  • ۲۲:۱۱

شهید علیرضا حیدری فرزان -شهدای اسدآباد همدان

شهید علیرضا حیدری فرزان دوم مهرماه سال ۱۳۲۶ در شهرستان اسدآباد از توابع استان همدان به دنیا آمد. پدرش علی حیدر نام داشت. در شش سالگی وارد دبستان شد و تحصیلات خود را تا سال دوم راهنمایی ادامه داد. مشغول کار شد تا بخشی از مخارج خود و خانواده اش را تامین کند. سال ۱۳۵۲ ازدواج کرد و صاحب سه پسر و چهار دختر شد که از وی به یادگار مانده است.

پس از ازدواج به استخدام شهربانی وقت درآمد. با شروع حرکت مردمی علیه شاه و مبارزه مردم ایران با رژیم طاغوت به فعالیت‌های انقلابی پیوست و در روز تسخیر لانه جاسوسی از شرکت کنندگان اصلی آن واقعه بود. در سال ۱۳۵۹ بر اثر سکته قلبی در بیمارستان بستری شد اما به طور معجزه آسایی شفا یافت.

با آغاز جنگ تحمیلی و در سال ۱۳۶۲ در حالی که فرزند کوچکش دو ماهه بود به صورت داوطلبانه روانه جبهه های نبرد حق علیه باطل شد تا در برابر تجاوز رژیم بعث عراق به مرزهای ایران بایستد و از کیان خود دفاع کند.

در عملیات‌های متعدد شرکت کرد و همراه با دیگر همرزمان خود جانانه از مرزهای ایران حفظ و حراست نمود. سرانجام پس از ماه‌ها مجاهدت در راه خدا در بیست و ششم اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۵ در منطقه عملیاتی حاج عمران در حالی که برای نجات همرزمان خود که زخمی شده بودند رفته بود به درجه رفیع شهادت نائل آمد و به کاروان عظیم شهدا پیوست. تاکنون اثری از پیکر پاک و مطهرش به دست نیامده است.

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.

شهید ایرج آقابزرگی - شهدای شهرکرد

  • ۱۴:۰۲
https://media.farsnews.ir/Uploaded/Files/Images/1400/03/19/14000319000064_Test_NewPhotoFree.jpg

شهید ایرج آقابزرگی شانزدهم دی 1341 ، در شهر نافچ از توابع شهرستان شهرکرد متولد شد. پدرش روح الله نقاش بود و مادرش نصرت نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته اقتصاد درس خواند و دیپلم گرفت. سال 1363 ازدواج کرد و صاحب یک پسر شد. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. بیست و یکم دی 1365 با سمت فرمانده گردان یا زهرا (س) در شلمچه بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. پیکر وی در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.

وصیتنامه شهید

شهید آیت معظمی گودرزی ، شهدای اشترینان بروجرد

  • ۱۴:۲۵

شهبد آیت معظمی گودرزی -شهدای ارتش بروجردشهید آیت معظمی گودرزی

نام پدر : عربعلی

تاریخ تولد :1346/07/01

تاریخ شهادت :1365/10/27

شغل:کادر نظامی ارتش جمهوری اسلامی ایران

خدمه تانک

محل شهادت : سومار

محل آرامگاه : گلزار شهدای روستای ملمیجان -بروجرد

 صفحه شهید در سایت شهدای ارتش

منبع: شهید آیت معظمی گودرزی

شهید ماشاء الله ابراهیمی بوئینی - بوئین و میاندشت

  • ۰۰:۳۸

شهید ماشاء الله ابراهیمی - بویین و میاندشت

نام : شهید ماشاالله ابراهیمی بوئینی

نام پدر:  محمدتقی

تاریخ تولد: 1339/02/03

محل تولد: بوئین و میاندشت

تاریخ شهادت: 1365/10/20

محل شهادت: شلمچه

عملیات شهادت : کربلای 5

زندگینامه:

شهید ماشاالله ابراهیمی بوئینی، سوم اردیبهشت 1339، در شهر بوئین و میاندشت از توابع شهرستان فریدن چشم به جهان گشود. پدرش محمدتقی، کشاورز بود و مادرش فاطمه نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته تجربی درس خواند و دیپلم گرفت. سال1361 ازدواج کرد و صاحب یک پسر و یک دختر شد. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. بیستم دی 1365، با سمت مسئول گروهان در شلمچه بر اثر اصابت ترکش شهید شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.

خاطرات

شعر جهانسوزی از شهید تیمور معظمی گودرزی

  • ۲۱:۱۳

شهید بسیجی تیمور معظمی گودرزی

شعری از شهید تیمور معظمی گودرزی


برو مادر خداحافظ که دیگر روی ماهت را نخواهم دید
دگر از گرمی آغوش پر مهرت نصیبی بر نمی گیرم
مرا دیگر نمی بوسی
دگر لبهای گرمابخش دلجویت برای من نمی خندد
برایم دیگر این دنیا به آخر می رسد مادر
دگر آن دست گرمت را بر روی گونه هایم حس نخواهم کرد
دیگر سهمی ندارم از نوازش های تو مادر
خوش آن روزی که در دامان پر مهرت مرا می پرورانیدی
و حالا من آن طفلم
به محبوبم بگو مادر من دلخسته را دیگر نمی بیند
امیدش را ببر مادر بگو فرزند من مرده است دیگر برنمی گردد
صدای ناله های زخمی ها
خروش و غرش بی وقفه ی خمپاره ها در جبهه می پیچد
مسلسلها ز بی رحمی بروی رزمنده ها ، خمپاره ها و سرب می بارند
به گوشم آه درد آلود مجروحان ندایی تازه می گردد
تفنگم را به دوشم می کشم تا ناجوانمردان دشمن را از پا بیندازم
و اما لحظه ای از سوزش درد سینه ام بر پا نمی مانم
سپس بر خاک گرم جبهه می غلتم
ولی مادر برو با سربلندی زندگانی کن
که فرزند تو اینک در ره میهن شهادت را پذیرا شد
شکوه این شهادت را علف هایی که با خونم به رنگ لاله می روید به همراه نسیمی بازگو می کند مادر
شب تاریک و غمگین است من بنشسته ام اینجا
دور از بسترم مادر

به یاد گرمی آغوش پر مهرت
تفنگم را به آغوشم فشردم من
ولی ناگه صدای غرش توپی به افکار من بیچاره می خندد
به گوشم ناله ی زنجیرهای تانکی می رسد از دور
به دنبالش هزاران بمب آتش زا می ریزد از دور
خداحافظ مادر جان ...

پ.ن: این شعر جانسوز در ساعت های آخر عمر شهید در اول خرداد 1365 در منطقه جنگی حاج عمران نوشته شده

وصیت نامه شهید تیمور معظمی گودرزی

به مناسبت سالگرد شهادت شهید حاج محمود طاهری -تهران

  • ۰۰:۵۷

https://defapress.ir/files/fa/news/1399/5/15/1051111_982.jpg

ادامه دهنده اهداف و راه شهداء باشید

«در پیشبرد انقلاب اسلامی کوشا باشید و تا جان در بدن دارید، مطیع فرمان امام عزیز باشید. روحانیت مبارز را تنها نگذارید، مساجد را خالی نکنید و ادامه دهنده اهداف راه شهداء باشید و بخاطر عمر چند روزه این دنیای فانی، از رفتن به جبهه‌های نور علیه ظلمت نهراسید زیرا که اگر هم در آنجا کشته شوید، خداوند در دنیای بعد از مرگ وعده بهشت داده است، آیا معامله‌ای از این سودمندتر را سراغ دارید.»

شهید حاج محمود طاهری، در 2 دی 1341 شمسی، در تهران در خانواده متوسط و متدین دیده به جهان گشود. وی  فرزند پنجم خانواده بود و 5 برادر و یک خواهر داشت. پدرش ابراهیم کارگری ساده بود و مادرش حبیبه باقری نام داشت. شهید طاهری، در سن 7 سالگی وارد دبستان مولوی در سیزده آبان شهرری شد و دوران دبستان و دوره راهنمائی را در همان محل به پایان رساند. او درحالیکه یار و غمخوار خانواده بود، از همان سال های ابتدای تحصیل پس از مدرسه به منظور کمک به خانواده به پدرش کمک می کرد. شهید طاهری مشغول تحصیل در سال سوم رشته ی اقتصاد در دبیرستان  بود که می دید جوانان کشور به سوی جبهه ها سرازیر هستند، از این رو تصمیم گرفت به خدمت سربازی برود. 

فرمانده شهید محمود کاوه در خاطرات دخترش

  • ۰۰:۴۲

سردار شهید محمود کاوه

نام پدر دلیل افتخارش است، مایه سربلندی اش؛ همان پدری که نامش بین فرماندهان ارشد دفاع مقدس می درخشد ، همان مردی که ۳۱ سال پیش در ارتفاعات ۲۵۱۹ حاج عمران شهید شده و خاطره اش هنوز که هنوز است با اوست.

به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، زهرا کاوه تنها فرزند فرمانده شهید محمود کاوه از پدر هیچ خاطره ای ندارد ؛ برگ برگ دفتر خاطرات این دختر از پدر را دیگران نوشته اند؛ دوستان پدر، همرزمانش ، مردمی که خاطره رشادت های او را هنوز بعد از 31 سال از یاد نبرده اند. برای زهرا کاوه مرور این خاطرات مساوی است با حس افتخار، حسی ماندگار که هر وقت زهرا دلتنگ بابا می شود، می آید و یادش می اندازد پدر برای رفتن و پرکشیدن دلیل داشت، که باید می رفت و چیزی جز شهادت در سرنوشتش نبود. آخرین روز مهرماه در دفتر جام جم آنلاین میزبان زهرا کاوه شدیم و با او از محمود کاوه گفتیم؛ فرمانده شهیدی که هنوز عکسش در کردستان روی دیوار خانه ها دیده می شود. جوانی اهل مشهد که خیلی ها در کردستان به یادش اسم فرزندشان را کاوه می گذارند.

بسم رب الشهدا

برای معرفی شهدا

و زنده نگهداشتن یاد شهدا

و ادامه راه آنان

« شهید بلاگ »

یاد شهدا را فراموش نکنیم تا راه شهدا را گم نکنیم.
آرشیو مطالب
پیوندها
موضوعات
Designed By Erfan Powered by Bayan