مزار : کوهدشت ، گراب ، روستای باباگردعلی (استان لرستان)
خاطراتی از سردار شهید ملک محمد آدینه وند:
عاقبت در همان عملیات نصر۸ در تاریخ ۱۳۶۶/۰۸/۲۹ در حالی که ذکر صلوات بر محمد و آل محمد بر زبان داشتند و مکررا قمر بنی هاشم، حضرت عباس را صدا می زدند به شهادت رسیدند. در ضمن در همان روز و در آن عملیات خواهر زاده متدین و با اخلاصش، شهیدشاهمرادمحمدی نیز به شهادت رسیده بودند. طوری تعریف می کردند که شهید محمدی نیز همانند مولایش حسین (ع) بر اثر اصابت تیر مستقیم سرش از تنش جدا شده بود.
محل دفن : گلزار شهدای روستای گراب از توابع شهرستان کوهدشت
یکم فروردین ۱۳۳۶، در روستای گراب از توابع شهرستان کوهدشت به دنیا آمد. پدرش یوسف، کشاورز بود و مادرش شاپرور نام داشت. در حد خواندن و نوشتن سواد آموخت.در سال 1356 با دختـری از اقوام به نام زینب رحیمی ازدواج نمـود و صاحب دو پسر و دو دختر شد. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. بیست و نهم آبان ۱۳۶۶، در ماووت عراق بر اثر اصابت ترکش به سینه، شهید شد. مزار او در زادگاهش ، روستای گراب واقع است.
سردار رشید اسلام و قرآن شهید ملک محمد آدینه وند در سال ۱۳۳۶ در گراب مرکز بخش طرهان شهرستان کوهدشت در استان لرستان در خانواده ای روستایی و پرجمعیت متولد شد. وی فرزند کوچک خانواده بود و در سن و سالی که هنوز کودک بود و به مهر و محبت پدر نیاز داشت، پدرش را از دست داد و بنابراین سرپرستی او بر عهده مادر و برادران بزرگتر افتاد و مدتی پس از درگذشت پدر به بیماری سختی مبتلا شد و تا مدتی تب شدید داشت بطوریکه به گفته برادرانش نای راه رفتن هم نداشت و حتی به مدت چند شبانه روز نمی توانست صحبت کند و با توجه به اینکه محل زندگی آنها یک روستای دور افتاده بود و پزشک و درمانگاه در دسترس نبود، بیماری وی نزدیک به دو ماه طول کشید. وی توانست با کمک افراد با تجربه و استفاده از داروهای محلی و گیاهی و توسل به ائمه معصومین بطور معجزه آسایی بهبود پیدا کند و تقدیر چنان بود که سلامت بیابد تا با شهادتش افتخاری برای خود و خانواده اش شود و نامش برای همیشه در تاریخ ماندگار بماند.
شهید قاسم مدهنی ، سال ۱۳۴۱ در خانوادهای مستضعف و اصیل در روستای چشمه علی واقع در بخش پاپی (منطقه عشایری) در شهرستان خرمآباد دیده به جهان گشود. چون روستای زادگاهش فاقد دبستان بود، وی را به مدرسه یکی از روستاهای مجاور موسوم به کن کبود فرستاند. تحصیلات ابتدایی خود را در این مکان گذارند، ولی از آنجایی که این روستا نیز فاقد امکانات آموزشی بالاتر بود، در نتیجه پدرش او را برای ادامه تحصیل به شهرستان خرمآباد فرستاد. با پشت سر گذاشتن مقطع راهنمایی، مرحله متوسطه را در دبیرستان آیت ا… طالقانی خرم آباد ادامه داد. این زمان مقارن با پیروزی و سالهای اول انقلاب اسلامی بود. وی از طریق انجمن اسلامی دبیرستان تلاش پیگیر خود را در جهت گسترش ارزشهای اسلامی آغاز کرد.
محل شهادت : استان سلیمانیه عراق ارتفاعات اطراف شهر ماووت
محل دفن : گلزار شهدای شهرستان بروجرد- استان لرستان
یکم دی ۱۳۴۴، در روستای انگشته از توابع شهرستان بروجرد به دنیا آمد. پدرش سلطان حسین، و مستخدم آموزش و پرورش بود. وی چهره متین و دوست داشتنی داشت و با آوردن روزی پاک و طیبی برای اهل خانواده چنان تأثیر شگرفی در تربیت خانواده گذاشته بود که توفیق یافت بعنوان پدر شهید جایگاه خود را درعالم ملکوت باز نماید و اطرافیان همیشه به او افتخار نمایند. مادرش طاهره خانم خانه دار بود و نسبت به تربیت فرزندان خود چنان همّت می گماشت که از دامان پاک ایشان دلاوری چون شهید منوچهر پا به عرصه وجود گذاشت.
گر چه از نظر تحصیلات کلاسیک مدارج عالیه نداشت و تا دوم راهنمایی بیشتر ادامه نداد ، اما تکلیف الهی وی را برآن داشت به فرمان امام خمینی قدس سرو شریف بعنوان پاسدار مخلص در کنار همسنگران مجاهد الهی در سپاه اسلام قرار گیرد و از نظر معارف علوم اسلامی به عالیترین مرتبه درجه معرفت الهی برسد ، به طوریکه ره صد ساله را یک شبه طی ، و در عالم ملکوت سیر بنماید. زندگی عارفانه این شهید عظمی در بیست و هفتم خرداد ۱۳۶۷، با سمت فرمانده گردان در ماووت عراق بر اثر اصابت ترکش به سر پایان یافته و به خیل همسنگران شهیدش پیوست و تا ابد برای همیشه جاودانه گردید . مزار وی در گلزار شهدای شهرستان بروجرد واقع است.
حدود 9500 روز قبل رزمندگان ایرانی حماسهای خلق کردند که امروز از آن به عنوان عملیات بیت المقدس 2 یاد میشود. عملیاتی که موجب آزادسازی منطقه ماووت عراق و تحت فشار قرار دادن رژیم بعث برای عقب نشینی شد.
خبرگزاری مهر- گروه اجتماعی: عملیات بیت المقدس دو در فاصله زمانی 25 دیماه تا دوم بهمن ماه سال 66 انجام شد. این عملیات درمنطقه عمومی ارتفاعات قمیش و سلیمانیه انجام شد و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی فرماندهی عملیات را بر عهده داشت. آن روزها مصادف با تعیین قطعنامه 598 شورای امنیت بود که چون در این قطعنامه حقوق ایران تامین نمی شد رزمندگان سعی کردند تا طی یک عملیات گسترده درمنطقه کوهستانی و سرد از خاک دشمن، حزب بعث را درمنگنه جنگی قراردهند.
رسته های پیاده، زرهی و توپخانه ایران دراین عملیات حضور داشتند و عراق هم رسته های پیاده، زرهی، کماندویی و گارد را به همراه داشت.
در این عملیات تعداد 15 تانک و نفربر دشمن منهدم و بیش از 30 تانک و نفربر و همچنین ادوات سنگین و سبک و مهندسی دشمن هم به غنیمت نیروهای اسلام در آمد.
این عملیات دومین عملیات لشکر 10 بعد از عملیات والفجر 4 بود که در طول هشت سال دفاع مقدس در منطقه غرب کشور در فصل زمستان پیشروی کرد، در آن روزها دما به 20 درجه زیر صفر هم میرسید. عقبه لشکر در این عملیات از اهواز به سنندج و پادگان امام علی(ع) منتقل شد و گردانها جهت سازماندهی و آموزش به اردوگاه قائم مابین شهر میاندوآب و مهاباد منتقل شدند.
محل عملیات: شمال سلیمانیه، منطقه عمومی ماووت
رمز عملیات: یا علی ابن ابی طالب
دستاوردها: آزادسازی ارتفاعات مهم ماووت عراق و انهدام و غنیمت گرفتن دهها خودرو نظامی و ادوات جنگی
در آستانه سالروز شهادت شهید «محمدعلی محمدیرامندی»، در دستنوشته بهجا مانده از این شهید گرانقدر خطاب به همسرش میخوانیم: «ای همسرم بعد از شهادتم سنگر حجاب را حفظ کن و همچون کوه استوار باش!»
به گزارش نوید شاهد استان قزوین، شهید محمدعلی محمدیرامندی، دوم فروردین ۱۳۴۴ در روستای طرویزک از توابع شهرستان تاکستان به دنیا آمد، پدرش یاور، کشاورز بود و مادرش گلستان نام داشت.
این شهید گرانقدر که تا اول متوسطه درس خواند، او نیز کشاورز بود، سال ۱۳۶۳ ازدواج کرد و صاحب سه دختر شد.
شهید محمدیرامندی از سوی بسیج در جبهه حضور یافت، سی و یکم خرداد ۱۳۶۷ در ماووت عراق بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید و مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.
و ای همسر عزیزم! مثل همسران شهدای صدر اسلام، استوار و محکم باش و فرزندانم را خوب تربیت کن و آنها را به مکتب و مدرسه بفرست و بعد از شهادتم با پدر و مادرم طوری رفتار کن که همسر شهید به تو صدق کند؛
و ای همسرم بعد از شهادتم سنگر حجاب را حفظ کن و همچون کوه استوار باش!
خاطره ی حاج بهزاد باقری از سردار شهید پرویز پرویزپور
سال ۶۲ پاسگاه زید گردان محبین. بنده آن زمان معاون گردان محبین بودم و سیروس لرستانی هم فرمانده گردان بود. در سنگر مخابرات کنار برادران سیروس باقری, شهید هادی امانی که آن موقع فکر نکنم ۱۲ سال بیشتر داشت. زنده یاد اسماعیل امرایی و شهید پرویزپور نشسته بودیم از گروهان یکم خبر رسید که تعدادی از نیروهای عراقی در حال ترمیم میدان مین خودشان هستند به شهید پرویز پور گفتم که قناسه ام را بردار تا برویم سراغشان.
یادشهید عزیزواکبر همیشه ماندگارست ، روحش شاد. این وصیت نامه ...