یاد شهیدان 🌹

شهدا را فراموش نکنیم

سرباز شهید غلامرضا میر ، شهدای روستای یساقی ، گرگان

  • ۰۱:۵۶

شهید غلامرضا میر - کردکوی گلستان

نام: غلامرضا

نام خانوادگی: میر

نام پدر: مرحوم عباس

تاریخ تولد: 1341

محل تولد: روستای یساقی - پیشین کلاته

سن: 20 ساله

تحصیلات: ابتدایی

شغل: کارگر

نوع مأموریت: سرباز

تاریخ شهادت: 1361/5/12

محل شهادت: شلمچه، عملیات رمضان

محل دفن: (شهید جاوید الاثر) - امام زادگان روشن آباد (توابع گرگان)

زندگینامه  -  وصیت نامه

یادی از شهید علی عباس چاچ ، شهدای خرم آباد

  • ۰۰:۴۱

شهید علی عباس چاچ ، شهدای خرم آباد

 شهید علی عباس چاچ در دوازدهم بهمن ۱۳۳۹، در روستای کره (ده پیر) از توابع شهرستان خرم‌آباد به دنیا آمد، پدرش علی‌پناه، کشاورز بود و مادرش خاور نام داشت تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. سال ۱۳۶۱ ازدواج کرد و صاحب یک پسر و یک دختر شد.

شهید علی عباس چاچ به‌عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. پانزدهم فروردین ۱۳۶۵، با سمت معاون گروهان در سلیمانیه عراق به شهادت رسید. پیکر او مدت‌ها در منطقه برجا ماند وی را پس از تفحص سی‌ام تیر ۱۳۷۴، در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپردند.گ

شهید منوچهر خزایی - شهدای نورآباد لرستان

  • ۱۹:۲۶

شهید منوچهر خزائی

نام پدر: عزیزمراد

شغل(ها): جوشکاری

تاریخ تولد: 1-7-1345 شمسی

محل تولد: نورآباد -دلفان -لرستان 

تاریخ شهادت : 4-10-1365 شمسی

محل شهادت : جنوب

گلزار شهدا: بهشت زهرای نورآباد - دلفان - لرستان 

https://navideshahed نوید شاهد 

به گزارش نوید شاهد لرستان شهید منوچهر خزایی در ۱۳۴۵ در روستای سراب داود از توابع شهرستان نورآباد لرستان متولد شدند و بعد از آنکه به سن هفت سالگی رسیدند به مدرسه رفتند و برای طلب علم مشغول به درس خواندن شدند. و در سال ۱۳۵۷ در اوایل انقلاب در راهپیمایی ها شرکت می کرد و مردم را تشویق به مبارزه علیه حکومت ستم شاهی می کرد. و درس خود را تا کلاس پنجم ابتدایی ادامه داد و بعد از آن به علت مشکلات از درس خواندن ترک تحصیل کرد. بعد از ترک تحصیل در یک کارگاه جوشکاری مشغول به کار شد و در هنگام کار کردن به یادگیری نیز شوق می ورزید و بعد از چند سال به کار خود کاملا آشنا شد و یک استادکار ماهر شدند.

وی در سن ۱۷ سالگی ازدواج کردند و برای کمک و یاری دیگر برادران رزمنده چندین بار عازم میدان نبرد شدند که یک بار به جبهه های غرب و بار دیگر در تاریخ ۱۳۶۳/۹/۱۲ به جبهه های جنوب اعزام شدند.

و بعد از برگشتن از جبهه پس از چند ماهی دوباره قصد رفتن به جبهه را کردند و این بار برای خدمت سربازی به سپاه پاسداران رفتند و از طریق سپاه اعزام شدند و به پادگانی در اهواز رفتن و قرار بود در آنجا فقط درس عقیدتی سیاسی بخوانند ولی چون علاقه ایشان نسبت به رفتن به جبهه بیشتر بود تقاضای انتقالی به جبهه را کردند.

بعد از چند روزی ایشان انتقالی گرفت و به پادگانی که جزء تیپ 15 امام حسن(ع) گردان تکاوران یگان دریایی بود و گروهان کوثر سکانی رفتند. و بعد از مدتی تعلیم نظامی و دریایی و رانندگی قایق را آموخت تا چند ماهی آنجا ماندند و بعد از آنجا به تیپ 48 فتح انتقال پیدا کردند ، در آنجا در عملیات های زیادی شرکت کردند .از جمله در عملیات فتح فاو شرکت داشت و بعد از چند ماهی در حمله کربلای 4 در شب که در حال جابجا کردن نیروهای خودی بودند در گیر شده و از آن تاریخ مفقود شدند.

عکسهای تازه منتشر شده از شهید منوچهر خزایی 

https://lorestan.navideshahed.com

شهید سرافراز محمود بوربور ، شهدای پاکدشت

  • ۰۰:۳۱

شهید محمود بوربور -پاکدشت ورامین

شهید محمود بوربور

نام پدر: رجب علی

شغل(ها): سرباز ارتش

تاریخ تولد: 16-3-1340 شمسی

محل تولد: شهر ری 

سن : ۲۰ سال 

تاریخ شهادت : 1-12-1360 شمسی

محل شهادت : چزابه

گلزار شهدا: گلزار شهدای خسرو شهر-  پاکدشت ورامین

نوید شاهد 

شانزدهم خرداد ۱۳۴۰، در روستای خسرو از توابع شهرستان پاکدشت دیده به جهان گشود. پدرش رجبعلی، کارمند سازمان آب بود و مادرش فاطمه خانه دار. در حد دوره راهنمایی درس خواند. نقشه‌بردار بود. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت. یکم اسفند ۱۳۶۰، در تنگه چزابه به شهادت رسید. اثری از پیکرش به دست نیامد. 

(احتمالا در سالهای بعد تفحص شده باشد . )

منبع: پایگاه گلزار شهدا

https://www.golzar.info

نامه ای از یک شهید بی نشان 

شهید خلبان سرلشکر یزدان سخایی ، شهید جاویدالاثر دشت ورامین

  • ۱۳:۱۷
شهید خلبان سرلشکر سخایی ، شهید جاویدالاثر دشت ورامین
شهید خلبان سرلشکر سخایی ، شهید جاویدالاثر دشت ورامین

به گزارش نوید شاهد شهرستان‌های استان تهران: سرلشکر شهید یزدان سخایی در تاریخ بیست و هشت آذر سال ۱۳۳۵ در خانواده‌ای روستایی در شهرستان گرمسار دیده به جهان گشود. پدرش «ذبیح الله» با کشاورزی و میوه فروشی کسب روزی حلال می کرد و مادرش «بی بی شهربانو» زنی پاکدامن بود. هنوز دوران کودکی خود را به پایان نرسانده بود که خانواده اش به روستای «جلیل آباد» پیشوا نقل مکان کردند و یزدان نیز با رسیدن به سن هفت سالگی تحصیلات خود را در همان روستا آغاز نمود.

شهید سخایی پس از اخذ مدرک دیپلم در سال 1354 به دلیل علاقه وافری که به پرواز داشت ، خود آماده شد تا در آزمون نیروی هوایی شرکت کند .
https://shahrestanha.navideshahed.com/files/fa/news/1400/9/1/755756_110.jpg
سرهنگ علی سخایی برادر شهید در این مورد می گوید : برادرم از کودکی به شغل خلبانی علاقه داشت و این علاقه باعث شده بود که به طپش قلب دچار شود و تصور می کرد که در آزمایشات پزشکی مردود شود و به همین دلیل حتی به گیاهان دارویی روی آورده بود و مرتب ضربات قلب خود را بررسی می کرد اما در آزمایشات پزشکی مشخص شد که وضعیت قلبش سالم است و مشکلی ندارد .

سرتیپ خلبان شهید محمدرضا آذرفر - شهدای نیروی هوایی

  • ۱۱:۵۶

شهید خلبان محمدرضا آذرفر

امیر سرلشکر خلبان شهید محمدرضا آذرفر یکی از خلبانان شهید نیروی هوایی ارتش است که دوم دی ماه سال ۱۳۳۲ در شهرستان مهاباد از توابع استان آذربایجان غربی چشم به جهان گشود. همچون بیشتر همشهری هایش دوره‌های تحصیلی ابتدایی تا دیپلم را در زادگاهش طی کرد و با موفقیت دیپلم خود را دریافت کرد. محمدرضا به پرواز علاقه بسیاری داشت  و همیشه بدنبال این بود که بتواند خلبان شود. اما زندگی قرار بود تقدیر دلخواهش را برای او رقم بزند و او را به آرزویش برساند.

این آرزو در سال ۱۳۵۲ به حقیقت تبدیل شد و او در این سال توانست با قبولی در آزمون ورودی دانشکده خلبانی نیروی هوایی ارتش در این نیرو استخدام شود. نیروی هوایی ارتش که از چند سال قبل یعنی اواخر دهه ۴۰ شمسی توانسته بود هواپیما‌های جدید جنگنده را خریداری کند در آن سال‌ها بدنبال این بود تا تعدادی خلبانان بسیاری در این نیرو جذب شود. محمدرضا یکی از همین جوانان با انگیزه بود که دوست داشتند تا خلبان شوند.  

شرمنده ام دایی جونم !

  • ۱۴:۴۱

شرمنده ام دایی جونم !

دایی عزیزم سلام

امروز امدم تا برات بگم امدم مثل تمام بچه های دیگه که برای دایی، عمو، بابا و..... نامه می نویسند منم واسه داییم بنویسم که هرگز ندیدمش

وقتی بدنیا امدم تنها چیزی که ازت دیده بود یک عکس بود همیشه توی حسرت دیدنت بودم از تو فقط یک پلاک شنیدم یادگاری مونده بود حتی دیگه بر نگشتی ولی قبرت توی مزار شهداست قبری بی تو بجاش مشتی لاله ی سرخ توشه. می دونی دایی بعضی وقت ها می گم تو دایی عزیز گمنام بودی معلوم نشد جنازه ی پاکت چی شد  توی فکرم می گفتم تو برمی گردی به خودم می گفتم عراق حتما بعضی از اسیر ها را نگه داشته و تو توشونی ولی اینا همش فکر و خیال بود توی عالم بچگی تو رفته بودی به جایی که سعادت می خواد من تو رو هیچ موقع ندیدم ولی از خوبیهات زیاد شنیدم ولی دایی من پیشت شرمنده هستم چون نتونستم از اون چیزی که تو بخاطرش شهید شدی دفاع کنم از ایران از حجاب و.... من شرمنده هستم وقتی می بینم همون دخترایی که توی مدرسه بلند و یکصدا می خوندند ای زن به تو از فاطمه اینگونه خطاب است ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است و اینو توی دهن اون دشمن می کوبیدند حالا چی شده که همشون با اون وضع در جامعه حاضر شدن

من شرمنده ام

شرمنده ام دایی حمید عزیزم

------------------------------------------------------

امروز سالگرد دایی عزیزم شهید حمیدرضا بزرگی می باشد

با این که نتونستم کار چندانی بکنم برای او

برای دلاوری های او

ولی می خوام بگم که خیلی دوسش دارم و هنوز روی عهدی که باهاش بستم هستم و خواهم بود

فردا هم سالگرد پدر بزرگ عزیزم هم می باشد

یاد و نام هر دوشون گرامی باد

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم تیر ۱۳۹۱

منبع: وبلاگ : عشق یعنی یه پلاک

شهیدی که پس از ۱۶ سال پیکر او سالم برگشت، شهید محمدرضا شفیعی

  • ۰۰:۳۶

شهید محمدرضا شفیعی -قم

به مناسبت سالروز شهادت محمدرضا شفیعی

شهیدی که بعد از 16 سال با پیکری سالم به میهن بازگشت

این شهید گویی همین امروز به شهادت رسیده است؛ چهره‌ای آرام با چشمانی بسته، موهای تاب‌ دار مشکی، محاسن کوتاه و لب‌های خشکیده حتی جراحت شکمش هم تازه است؛ نام این شهید را در لیست می‌بینند محمدرضا شفیعی واحد تخریب لشکر علی بن ابیطالب(ع) اعزامی از قم.

پاسدار شهید حسین بداغی ، شهدای جاویدالاثر

  • ۰۱:۱۶

پاسدار شهید گمنام حسین بداغی

شهید حسین بداغی

تاریخ تولد : ۱۳۴۲/۶/۱۸

تاریخ عروج: ۱۳۶۷/۳/۲۳

محل شهادت : شلمچه

عملیات : بیت المقدس ۷

مزار: شهید جاویدالاثر 

خــودم هم نمی دانم چه از تو می دانـــم

اما همین بس که می دانم

دخترت هنوز طعـــم بی "پ د ر ی" را می چشد

هنوز هم اشک در چشمان کودکانه ام حلقه می زند

وقتی نام "پ د ر" را می شنوم هنوز هم حسرت آغوش تو را دارم ...

همین بس که می دانم

تمام داشته هایم را می دهم تا یک دم دست محبتـــت را بر سرم بکشی

کـــاش شفاعت کنی همه ما را ...

**************************

بانگاهتان می شود

تمام چشمهای جهان را تا ابدخیره نگه داشت

به احترام خون شهدا...

خواهرم حجابت...

برادرم نگاهت ...

ودیگر هیچ.

شهید گمنام حسین بداغی

اشـــک هایم را بــرایت پست کرده ام

ســـلام ب ا ب ا

مـــی گویــــند ...

گلـــوله پـــشت گـــلوله خوردی

تا قـــد بکـــشی

مــــادرت در قــــاب عکــــس های خانه

دنــــبال استــــخوانت مـــی گردد

آدم تــــوی عکس هــــیچ وقت پـــیر نمی شود

امــا تــو تا استـــخوان ترکانــدی

مادرت ســفید شد و به خواب رفـت

شـاید برای یک بــار خــوابت را ببــیند ...

پ...ن : ســـخت است تمام حرفـــهای نا گفته ات را به یکباره بگــویی...

یادداشتهای سوزناک فرزندان شهدا 

منبع : وبلاگ گمنام مثل پدرم

شهید سیدجلال سجادی ، شهدای رفسنجان

  • ۰۲:۱۹

شهید سید جلال سجادی -رفسنجان

 سجادی: تحصیل خود را جدّی گرفته و درجات عالی علم را طی کنیددر وصیت‌نامه شهید سید لال سجادی آمده است: تحصیل خود را جدّی گرفته و درجات عالی علم را طی کنید و همچنین از نماز غفلت نکنید زیرا رستگاری در نماز خواندن است.

به گزارش خبرنگار آموزش و پرورش خبرگزاری فارس، سیدجلال سجادی سوم خرداد سال 1333 در رفسنجان متولد شد؛ وی تحصیلات دوره ابتدایی تا سوم دبیرستان را در زادگاه خود گذراند و سپس برای ادامه تحصیل به تهران عزیمت کرد.

شهید سجادی در همان دوران دبیرستان، مبارزات سیاسی خود را علیه رژیم ستمشاهی آغاز کرد که منجر به دستگیری و سپس روانه شدن به زندان در شهر کرمان شد.

وی در سال 1358 در آموزش و پرورش رفسنجان استخدام و مشغول به تدریس شد و در سال 1359 به سمت ریاست امور تربیتی رفسنجان نائل شد. او در 13 رمضان سال 1362 عازم جبهه‌های جنگ حق علیه باطل شد و در شب 5 مرداد ماه 1362 در عملیات والفجر 3 در منطقه مهران مفقود الاثر شد و پس از 12 سال پیکرش در سال 1374 در گلستان شهدای رفسنجان به خاک سپرده شد.

وصیت‌نامه شهید

ایشان خطاب به فرزندان خود گفت: دست از پیروی از امام خمینی بر ندارید و پیرو ولایت فقیه باشید، زیرا در این راه شما به راه ثواب نائل خواهید شد و همچنین به فرزندان خود توصیه کرده که تحصیل خود را جدّی گرفته و درجات عالی علم را طی کنید و همچنین از نماز غفلت نکرده زیرا رستگاری در نماز خواندن است.

منبع: فارس ای ار 

دو خواهرزاده اش نیز در منطقه ام الرصاص  به شهادت رسیده اند‌.

دانشجوی شهید حمیدرضا حسابی مقدم -شهدای زابل

  • ۰۱:۳۴

شهید حمیدرضا حسابی -زابل

شهید حمیدرضا حسابی مقدم

نام پدر: غلامعلی

شغل(ها): دانشجو

تاریخ تولد: 22-5-1344 شمسی

محل تولد: زابل - سیستان و بلوچستان

تاریخ شهادت : 4-3-1367 شمسی

محل شهادت : شلمچه 

دلیل شهادت : حوادث ناشی از درگیری با دشمن بعثی

گلزار شهدا: زابل 

معرفی دانشجوی شهید حمید رضا حسابی مقدم

سال 1344 در شهرستان زابل دیده به جهان گشود. یک ساله بود که پدر را از دست داد و غبار یتیمی بر عصمت رخسارش نشست. اما آغوش پر مهر مادر سایبان امن او شد.

با نام امامت و عاشورا بالید و در آسمان مهربانی خانواده شاخ و برگ برافراشت و قدر کشید. دوران تحصیل را تا مقطع دبیرستان با موفقیت و نمرات عالی در زادگاهش پست سر نهاد. سال 66 در آزمون سراسری شرکت کرد و در رشته مهندسی امور زراعی دانشکد کشاورزی زابل پذیرفته شد. اما به جای دانشگاه، کلاس آراسته به درس شهادت را برگزید و به سوی جبهه شتافت. از سال 61 تا هنگام شهادت بارها راهی جبهه شد و در عملیات های متعدد لشکر ثارالله شرکت جست و با وجود جراحات متعدد که چون مدال عقیق افتخار بر پیکرش زیور یافته بود در عملیات پی در پی حضور یافت و نمونه ای شجاعت فرزندان سیستان را متجلی کرد.

حال و هوای دعای کمیل ، شهید محمدرضا صالحی فتح آبادی

  • ۰۰:۲۸

شهید محمدرضا صالحی فتح آبادی -رفسنجان

*📝برگی از دست نوشته رزمندگان در دفتر خاطرات*

❓سوال

دعای کمیل در جمع ما چگونه اجرا می شود؟

*خیلی عالی، بحدی که قابل توصیف نیست، حالات عرفانی برادران خیلی خوب است، بعضی ها از گریه زیاد بیهوش میشوند، بعضی ها امام زمان را میبینند و من با این قلم نمی توانم توصیف کنم این حالات را.*

#شهید_محمدرضا_صالحی_فتح‌آبادی

بسم رب الشهدا

برای معرفی شهدا

و زنده نگهداشتن یاد شهدا

و ادامه راه آنان

« شهید بلاگ »

یاد شهدا را فراموش نکنیم تا راه شهدا را گم نکنیم.
پیوندها
موضوعات
Designed By Erfan Powered by Bayan