- سه شنبه ۲ خرداد ۰۲
- ۱۱:۰۲
بسم الله الرحمن الرحیم
شهدا را فراموش نکنیم
بسم الله الرحمن الرحیم
وقتی رزمندگان از روی بدن فرمانده عبور کردند
یکی از همرزمان شهید الیاس سوری گفت: در عملیات نصر هشت شهید سوری خود را روی سیمخاردارهای توپی انداخت تا نیروها بتوانند عبور کنند. با عبور نیروها از روی بدن خونین و مطهر آن مجاهد ایثارگر، کمینهای دشمن منهدم شد و خط دشمن شکست.
به گزارش گروه سایر رسانه های دفاع پرس، «شهید الیاس سوری» تیرماه سال ۱۳۴۷در روستای خاصی آباد از توابع شهرستان رومشکان متولد شد. هنوز پنج سال از عمرش سپری نشده بود که طعم تلخ بیمادری را چشید.
یک سال پس از درگذشت مادر و فقدان محبت مادری سال ۱۳۵۳ در دبستان مسجدی روستای شیراوند به سنگر تعلیم و تربیت برای کسب علم و دانش پرداخت. در سن ۹ سالگی در حین کار کشاورزی با پدر، یکبار خطر مرگ به طور جدی او را تهدید کرد و از ناحیه سر جراحت سختی به او رسید، اما استقامت او در برابر زخمهایش، پدر را به تعجب واداشت.
فرازهایی از زندگینامه و وصیتنامه شهید علی جعفر کردعلیوند
پدر شهید علی جعفر کردعلیوند ، حیدربک (فوت ۱۳۸۶) و مادرش زهرا سگوند (فوت ۱۳۷۲) نام داشت.
وی به عنوان پاسدار وظیفه جهت انجام خدمت مقدس سربازی عازم جهبه شد که در سن بیست سالگی و در بیست و هفتم خرداد ۱۳۶۹ در محور بانه سقز در درگیری با گروهکهای ضد انقلاب به شهادت رسید.
مزار این شهید بزرگوار در بهشت رضای شهرستان خرمآباد واقع است.
فرازی از وصیت نامه شهید علی جعفر کردعلیوند
بسم الله الرحمن الرحیم
خدایا! شکر تو را که مرا پاسدار انقلاب خمینی ات قرار دادی تا اینکه بتوانم خونم را فدای حسینت بکنم.
مادرم سلام این فرزندت را از کردستان غریب و مظلوم بپذیر، اینجا کسی را جز خدای بزرگ و ملائک نداریم مادرم برای ما دعا کن".
ای عزیزان از مال دنیا دست بردارید و به خدا فکر کنید، ما از خاک آمده ایم و به خاک باز میگردیم، هرچه هست، دست خداست و هرچه صلاح او است همان است، خداوند در این دنیا بسیار آزمایش خواهد کرد.
این نعمتها را برای آزمایش ما قرار داده است مواظب باشیم که از این آزمایشات سربلند بیرون بیائیم.
خدایا تو را شکر میکنم که به من قدرت تشخیص حق از باطل را دادی و خدایا تو را شکر میکنم که رهبرم را شناساندی و به من چنین پدر و مادری دادی خدایا تو را شکر میکنم که مرا در نادانی نمیراندی.
پدرم و مادرم شرمنده هستم از اینکه نتوانستهام زحماتی را که درباره من متحمل شدید حتی گوشهای از آنها را جبران کنم امیدوارم که بر من ببخشایید و حتماً برایم دعا کنید.
انتهای پیام
نام پدر: عباس علی
نام مادر: سیده زهرا
تاریخ تولد: ۱۱/اردیبهشت/۱۳۴۲ / 5/تیر/ ۱۳۴۳
محل تولد: ورامین
شماره شناسنامه: ۳۱
سـن :۲۳ سـال
شغل: دانشجو
تاریخ شهادت: ۲۴/فروردین/۱۳۶۶
محل شهادت: شلمچه
عملیات: کربلای ۸
گردان: نامشخص
مزار: ورامین – گلزار شهدای سید فتح الله – قطعه ۲ ردیف ۲ شماره ۶۶
سایر اطلاعات: برادر ایشان؛ کاظم نیز به شهادت رسیده است.
اما ای ملت عزیز و ای همشهریان گرامی!
نکند که وصیت تمامی شهدا و وصیت من حقیر را فراموش کنید و آن این است که امام را تنها نگذارید و مطمئن باشید مادامی که مطیع این رهبر و در خط او باشید گمراه نمی شوید. تنها از او دم بزنید و گوش به فرمان او باشید. نکند خدای نکرده دست از یاری امام که در واقع یاری قرآن و اسلام است بردارید. در دعاهای کمیل، توسل و ندبه فعال تر شرکت کنید. مسجدها و نماز جماعت ها و نماز جمعه را فراموش نکنید. مسئله ی جنگ را فراموش نکنید و نیز سخن امام را که فرمود مسأله ی جنگ را سرلوحه ی امور خود قرار دهید. در مقابل مشکلاتی که کشور اسلامی با آن روبروست یا خواهد شد صبور باشید و کاری نکنید که فردای محشر در مقابل شهدا شرمنده باشید. سعی کنید که مشکلات کشور اسلامی تان را خودتان حل کنید و منتظر نباشید که حتماً کسی بیاید و مشکل شما را حل کند.
شهید حاج عبدالحسین کردی
نام پدر: علی داد
تاریخ تولد: 2-1-1340 شمسی
محل تولد: لرستان - بروجرد - بروجرد
شغل: پاسدار
تاریخ شهادت : 24-10-1365 شمسی
محل شهادت : شلمچه
دلیل شهادت :
گلزار شهدا: بلوک: نام گلزار:گلزارشهدای گوشه بروجرد شهر:لرستان - بروجرد
در سال 1340 ه.ش در یکی از محله های جنوب شهر بروجرد در خانواده های متدین و مؤمن چشم به جهان گشود. خانواده اش به پاس ارادتی که به ائمه اطهار بویژه سردار رشید کربلا امام حسین (ع) داشتند او را عبدالحسین نام نهادند.
با توجه به نوع کار پدر که به شغل شریف کشاورزی مشغول بود عبدالحسین از همان ابتدا با مشکلات و سختی های زندگی آشنا شد و از زمانی که خود را شناخت در کمک به خانواده کوتاهی نکرد.
او در خانواده ای مؤمن و متقی پرورش یافت و از همان دوران کودکی و نوجوانی، اهمیت خاصی برای ادای فرائض دینی و مذهبی قائل بود. در دوران تحصیل نیز دانش آموزی کوشا، فعال و اهل مطالعه بود. او تا پایان دوره راهنمایی در بروجرد ادامه تحصیل داد و سپس در امتحانات آموزشگاه نظامی ثبت نام و پذیرفته شد.
مدت سه سال در این آموزشگاه مشغول گذراندن آموزش های مختلف بود و هنگام شکل گیری انقلاب اسلامی، او به فرمان امام که فرمود: (پادگان ها را ترک کنید) از پادگان فرار کرده و بعد از چندی تظاهر به بیماری نمود و با این ترفند توانست از ارتش اخراج شود.
در دوران انقلاب که حفاظت و حراست شهرها با مردم بود شهید در مدت 2 ماه در منطقه خود به حراست از جان و مال مردم مشغول بود تا اینکه کمیته انقلاب اسلامی تشکیل شد و به جمع پاسداران کمیته انقلاب اسلامی پیوست.
به گزارش نوید شاهد استان قزوین، شهید محمدعلی محمدیرامندی، دوم فروردین ۱۳۴۴ در روستای طرویزک از توابع شهرستان تاکستان به دنیا آمد، پدرش یاور، کشاورز بود و مادرش گلستان نام داشت.
این شهید گرانقدر که تا اول متوسطه درس خواند، او نیز کشاورز بود، سال ۱۳۶۳ ازدواج کرد و صاحب سه دختر شد.
شهید محمدیرامندی از سوی بسیج در جبهه حضور یافت، سی و یکم خرداد ۱۳۶۷ در ماووت عراق بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید و مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.
و ای همسر عزیزم! مثل همسران شهدای صدر اسلام، استوار و محکم باش و فرزندانم را خوب تربیت کن و آنها را به مکتب و مدرسه بفرست و بعد از شهادتم با پدر و مادرم طوری رفتار کن که همسر شهید به تو صدق کند؛
و ای همسرم بعد از شهادتم سنگر حجاب را حفظ کن و همچون کوه استوار باش!
شهید محمدرضا دهقان امیری (ابو وصال)
فرزند : علی
تاریخ تولد : 1374/01/26
محل تولد : تهران
تاریخ شهادت : 1394/08/21
محل شهادت : حلب – سوریه
وضعیت تاهل : متاهل
مزار شهید : تهران – امامزاده علی اکبر چیذر
وصیت نامه شهید :
«و فدیناه بذبح العظیم» او را به قربانی بزرگی بازخریدیم. سوره مبارکه صافات آیه ۱۰۷
اینجانب محمدرضا دهقان امیری فرزند علی در سلامت کامل روانی و جسمی و در آرامش کامل شهادت میدهم به یگانگی حضرت حق و شهادت میدهم به دین مبین اسلام و قرآن و نبوت خاتم الانبیاء حضرت محمد (ص) و امامت امیرالمومنین حیدر کرار علی ابن ابی طالب (ع) و یازده فرزند ایشان که آخرینشان حضرت حجت قائم آل محمد (عج) برپاکننده عدل علوی در جهان و منتقم خون مادر سادات خانوم فاطمه الزهرا (س) میباشد. (الهم عجل لولیک الفرج)
وصیت نامه شهید پیرزاد قائدرحمتی (معروف به رضا رحمتی)
۱۳۶۴/۱۱/۲۳
من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا
از مومنان کسانی هستند که با خدای خود پیمان بسته اند و سپس برخی از آنها ایستادگی کردند تا در راه خدا به شهادت رسیدند و به پیمان خویش وفادار ماندند .
سپاس خداوندی را سزاست که بزرگ تر و والاتر از آن است که بتوان وصفش نمود و درود بر محمد(ص) که برگزیده خداست که به وسیله قرآن ما را از ظلمت و تاریکی برهاند . و درود و سلام بر پیشگاه ولی عصر (عج) و نایب بر حقش خمینی بت شکن این اسوه زمان و این رهبر آگاه ، امامی که فریادش فریاد جهان خواران را در سینه هایشان خفه کرده است و می کند و سلام بر شهیدان راه حق از کربلای حسینی تا کربلای خمینی و سلام بر امت همیشه بیدار و در صحنه حاضر.
روایت دختر سپهبد شهید صیاد شیرازی از پدرش/ جملهای به من گفت که هنوز آن را فراموش نکردهام.
آن جمله این بود: «تا زمانی که زنده هستی و این دغدغه نسبت به پدر و مادرت را با خود به همراه داشته باشی به خودت امیدوار باش. ولی زمانی که حس مسئولیت نسبت به پدر و مادرت از دست رفت، بدان جایی خطا کردهای و مسیر را در زندگی اشتباه طی کردهای.»
#صیاد_شیرازی
شهید امیرحسین اعتمادسعید
نــام :امیرحسین
نـام خـانوادگـی :اعتمادسعید
نـام پـدر :محمدتقی
تـاریخ تـولـد :۱۳۴۸/۰۱/۰۶
مـحل تـولـد :تهران
سـن :۱۶ سـال
دیـن و مـذهب :اسلام شیعه
وضـعیت تاهل :مجرد
شـغل : دانش آموز و پاسدار
تـحصیـلات :سوم متوسطه
تـاریخ شـهادت :۱۳۶۴/۱۱/۲۱
مـحل شـهادت :فاو
عـملیـات :والفجر۸
نـحوه شـهادت :حوادث ناشی از درگیری
مـحل مـزار :بهشت زهرا (س)قـطعـه :۲۷ردیـف :۱۵شـماره :۹
ششم فروردین ۱۳۴۸، در تهران چشم به جهان گشود. پدرش محمدتقی، فروشنده لوازم خانگی بود و مادرش، فاطمه نام داشت.دانش آموز سوم متوسطه در رشته ریاضی بود. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. بیست و هفتم بهمن ۱۳۶۴، با سمت آر پی جی زن در فاو عراق بر اثر اصابت ترکش شهید شد. مزار او در بهشت زهرای زادگاهش واقع است.
وصیتنامه شهید
به گزارش نوید شاهد استان قزوین، اسمعیل رحمانی پدر شهید بزرگوار مهدی رحمانی دار فانی را وداع گفت و به فرزند شهیدش پیوست.
پیکر پاک این پدر شهید بزرگوار در مزار والدین شاهد همجوار گلزار شهدای شهر قزوین تشییع و به خاک سپرده شد. (پنجشنبه, ۰۵ فروردین ۱۴۰۰)
در بخشی از وصیتنامه این شهید بزرگوار آمده است:
« مادر جان و پدر جان! وقتى جنازهام را براى شما آوردند، نماز شُکر بجا آورید و برایم طلب بخشش کنید؛ چرا که برایم زحمات فراوانى کشیدید. امیدوارم با صالحین درگاه خدا محشور شوید، مرا نیز حلال کنید، پس از مرگم نگریید و صبور باشید.
مادر جان! که جانم فداى تو انشاءالله مرا حلالم کن. مادر! مانند مادرهاى دیگر، مانند زینب کبرى (س) و سکینه (س) که وقتى اهل قافله شهید شدند، صبور بودند، شما هم همان گونه باشید.
وقتى زینب (س) بر سر بالین برادرش حسین (ع) رسید، صبور بود و خدا را شُکر کرد و با اینکه اهل قافله را شهید کردند و خود ایشان را شکنجه دادند، ولى با این حال در زیر شکنجه ها «لا اله الا الله» می گفت و دین خدا را ابلاغ مىکرد؛ که با ابلاغهاى زینب (س) بود که جهان به لرزه درآمد ...»
زندگینامه شهید
گفتنی است شهید مهدی رحمانی، چهاردهم آبان ۱۳۴۶ در شهر قزوین به دنیا آمد، پدرش اسماعیل، کارگر بود و مادرش اقدس نام داشت و تا اول متوسطه درس خواند.
این شهید بزرگوار به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت، بیست و هشتم فروردین ۱۳۶۷ در فاو عراق بر اثر اصابت ترکش به کمر و پاها، شهید شد و مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.
شبی با سردار شهید صیاد شیرازی
سرزمین های داغ خوزستان و گردنه های برافراشته کردستان سالها شاهد آمادگی و فداکاری این انسان پاک نهاد و مصمم و شجاع بوده و جبهه های دفاع مقدس صدها خاطره از رشادت و از خود گذشتگی او حفظ کرده است .
پیام رهبر معظم انقلاب بمناسبت شهادت سپهبد صیاد شیرازی
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
خاطره ای از صیاد دلها
یادشهید عزیزواکبر همیشه ماندگارست ، روحش شاد. این وصیت نامه ...