- چهارشنبه ۲۱ ارديبهشت ۰۱
- ۱۳:۰۹
شهید داریوش کرمی گردابی
فرزند : محمدعلی
ولادت:
شهادت : 1367/04/04
محل شهادت: منطقه کوشک
شهدا را فراموش نکنیم
شهید داریوش کرمی گردابی
فرزند : محمدعلی
ولادت:
شهادت : 1367/04/04
محل شهادت: منطقه کوشک
خرمآباد- یادواره شهدای جاویدالاثر لرستان امروز دوشنبه با حضور خانوادههای شهدا، فرماندهان نظامی و انتظامی لرستان، عموم مردم، مسئولان و... در خرمآباد برگزار شد.
بقیه عکس ها در ادامه مطلب ...
خاطره ای از خانواده شهید سید نورخدا
در زمان حیات شهید سیدنورخدای عزیز یک شب سعادتی شد و با بچههای مسجد امام حسین علیه السلام به دیدار و زیارت این سید عزیز رفتیم.
بچه ها به دور نشسته بودند و پسر سید خدا پذیرایی می کرد.
همسر شهید نقل کرد که دیروز یک چندتا از خواهران برای دیدار آمده بودند و گفتند که خواب دیدیم که در منطقه سوریه و اطراف حرم حضرت زینب سلام الله علیها در حال جمع آوری اعضا و اجساد شهدا بودند . یک آقایی بود که به او می گفتند خادم حرم .
از او پرسیدیم که این دیگه آخرین مرحله نبرد و شهادت شهدا است؟!
ایشان گفتند که نه . یک مرحله دیگر هست که در آنجا وقتی پسر سید نورخدا به شهادت برسه اونوقت دیگه پرچم رو میدن دست امام زمان عج .
و ایشان به خوشحالی و شور و شوق می گفت :
یعنی همین پسرم که داره پذیرایی می کنه. اونوقت من هم میشم همسر شهید و هم میشم مادر شهید .
و این را با یک حالت شور و شوقی می گفت که آدم تعجب می کرد از روحیه بالای این مادر.
آخه کیه که بهش بگن جوانت شهید میشه و با شوق و افتخار بگه من میشم مادر شهید 🤔😳
اللهم عجل لولیک الفرج
#مردان_خدا 📿
@mardane_khoda
به گزارش خبرگزاری تسنیم از بیرجند، چشمانش به تلفن منزل دوخته شده است، در دلش آشوب است و آرام و قرار ندارد. طه خواب است و منتظر آمدن پدر که گفته بود میآید. آقا مرتضی حرفش حرف بود، زیر قولش نمیزد.
با همه دلواپسی نهار را هر طور بود برای طه درست کردم او را غذا دادم اما خودم نتوانستم چیزی بخورم. استرسی عجیب در دلم افتاده بود و از خانه بیرون نرفتم و منتظر زنگ تلفن بودم. عقربههای ساعت 17 را نشان میداد تلفن خانه زنگ خورد، طه بهسمت گوشی رفت اما زودتر خود را رساندم تا او برندارد. در صدای پشت تلفن بغضی نهفته بود بغضی که میخواست خبری را به من بدهد اما جرئت بازگو کردن نداشت.
اضطراب بر من غلبه کرده بود دیگر خود را برای شنیدن هر اتفاقی آماده کردم. خبر کوتاه بود اما دردناک. آن خبر کوتاه پایان همه دیدارهای من و مرتضی بود و از آن روز باید برای طه هم پدر و هم مادر باشم.
مجله مهر- عطیه همتی: «تفحص» حالا به شهدای حرم رسیده است. به استخوانهای تازه تازه و پیکرهای پاره پاره شان در غربت سرزمینی که بارها روضه هایش را اشک ریخته ایم. نسل تازه به بار نشسته امروز دسته دسته می رود تا کیلومترها دورتر از وطن، «روایت فتح» تازه ای بسازد تا مبادا روزی دستان آلوده حرامیان همیشگی تاریخ به حریم مقدس اهل بیت دست درازی کند. قصه این روزهای سرزمین من، قصه مدافعان و پهلوانان گمنامی است که عکسهایشان این روزها زینت بخش خیابان های شهر شده است تا دوباره به یادمان بیاورند «جهاد هنوز ادامه دارد...»
شهید ابوالحسن حق نگهدار
نام پدر : رحیم
ولادت : 1336 شیراز
متاهل و دارای سه فرزند
تاریخ شهادت: 1367/03/04
ایشان شهید مفقودالاثر است و در شلمچه آسمانی شد.
🌷 عملیات محرم, برای خانواده ما عملیات سنگینی بود. برادرم علی اصغر اتحادی شهید شده و همسرم به شدت مجروح شده بود. مجروحیت حسن را خانه نشین کرده بود.یکی از روزها, عصر هنگام- عصرانه ای برایش فراهم کرده بودم، تلویزیون روشن بود و اخبار استان می گفت. گفتم حسن آخر جریان مجروح شدنت را برای من نگفتی.
بعد از کمی دست دست کردن گفت:
به گزارش ایمنا، نام مرتضی آوینی همیشه در کنار روزنامهنگاری و مستندسازی جبهه و جنگ عنوان میشود. مرتضی آوینی بعد از انقلاب اسلامی، خدمات ارزنده ای را در عرصههای گسترده هنر از خود به یادگار گذاشت به همین دلیل با پیشنهاد شاعران، نویسندگان و هنرمندان حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی به مقام معظم رهبری، سالروز شهادت مرتضی آوینی را به عنوان روز هنر انقلاب اسلامی نام گذاری گردید.
فرارسیدن سال نو را به خانواده معظم شهدا ، ایثارگران و جانبازان تبریک و تهنیت عرض می کنیم.
ان شاءالله که سال با خیر و برکتی برای همه شما باشد.
مادر شهید عسگری گفت: زمانیکه مسعود به شهادت رسید، جمعیت بسیاری آمده بود. برادرم نگران بود. به یاد آوردم، مسعود پارکینگ را تمیز کرده بود. به برادرم گفتم، «مسعود میدانست شهید میشود. خودش پارکینگ را آماده کرده است. فقط یک جارو زده و فرشها را در پارکینگ پهن کنید.» در کمتر از یک ربع همه جمعیت در پارکینگ نشسته بودند.
ماجرای عجیب وصلت شهید مدافع حرم عبدالمهدی کاظمی در گفت و گوی «جوان» با همسرش
واسطه ازدواج شهید عبدالمهدی کاظمی و همسرش مرضیه بدیهی، شهید سید مجتبی علمدار بود. هر دو به این شهید متوسل میشوند تا همسری متدین نصیبشان شود و طی یک رؤیای صادقه، شهید علمدار، عبدالمهدی را به همسرش معرفی میکند. به این ترتیب ازدواج خوبان شکل میگیرد و 9 سال ادامه مییابد. یک زندگی شیرین که با شهادت عبدالمهدی در سوریه در تاریخ 29 دی ماه 94، به سرنوشتی زیباتر ختم میشود. حالا که کمتر از یک سال از شهادت عبدالمهدی میگذرد، با همسرش مرضیه بدیهی همکلام شدیم تا هرچه بیشتر از این شهید مدافع حرم بدانیم.
شهیدی که آیتالله بهجت پیشبینی شهادتش را در روز تاجگذاری امام زمان(عج) کرده بود و طبق همین پیشبینی، عبدالمهدی آسمانی شد.
گفتگو با همسر شهید عبدالمهدی کاظمی را در ادامه بخوانید:
نام :سیدمصطفی
پدرم را در طلائیه دیدم
در بهمن سال 1379 از سوى دبیرستان ما را به بازدید از جبهه هاى نور بردند. در 23 بهمن در اردوگاه اروند خرمشهر خوابیده بودم. نیمه هاى شب پدرم را که در موقع شهادت او من هنوز به دنیا نیامده بودم در خواب دیدم که به من می گفت : فردا شما را به منطقه طلاییه میبرند و هوا هم خوب خواهد بود و باران نخواهد آمد(روز قبل هوا بارانى بود و ما نگران این بودیم که در صورت ادامه باران نتوانیم از جبهه ها بازدید کنیم) به همین دلیل از پدرم پرسیدم: پس فردا به طلاییه مى رویم؟ گفت: بله به شوخى از او پرسیدم :تو را مى توانم در آنجا ببینم؟ پاسخ داد: آری، مى توانى مرا ببینى. پرسیدم: کجا مى توانم تو را ببینم؟ گفت: وقتى به طلاییه رسیدید در یک محل که نزدیک یک گودال است نماز میخوانید.
یادشهید عزیزواکبر همیشه ماندگارست ، روحش شاد. این وصیت نامه ...